تبليغاتX
فضای داغ سیاسی
نقد عقاید برخی فلاسفه

شاید هدف از زندگی ما در این دنیا این نباشد که خدا را بپرستیم، بلکه این باشد که او را خلق کنیم. آرتور کلارک

اگر خدا وجود میداشت، من فکر میکنم که بعید است او آنقدر بیهوده و لوس باشد که از اینکه افرادی در وجود داشتن او شک کنند آزرده شود." برتراند راسل

یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند.."دنیس دیروت

وقتی که مردم بیشتر آگاه میشوند، کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه میکنند. رابرت گرین اینگر سول

ادیان همه مانند یکدیگرند، مبتنی بر افسانه ها و اسطوره ها هستند. توماس جفرسون

دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است. ناپلئون بناپارت

وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمینهایمان را داشتیم، پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما را داشتند." جومو کیانتا

لازم نيست كسي دست بدامن خدا بشود تا شرايط اوليه ي آفرينش كيهان تنظيم شود ولي اگر كسي چنين بكند او (خدا) ميبايست برابر قوانين فيزيك عمل كرده باشد. "استفن هاوکینز

خداوند زاییده ترس انسان از طبیعت است. "آربیتر

مذهب تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است. "ناپلئون

روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد. "سوزان ارتس

کشيش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند. اين طبيعى است. چون آنها از پول صدقه مردم زندگى مى کنند. همه گداها مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند. "رابرت گرین اینگر سول

اگر کسى يک نفر را بکشد قاتل است، ميليونها را بکشد فاتح است و همه را بکشد خداست. "ژان روستان

قسمتهايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند، قسمتهايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند. "مارک تواین

به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت. "نیچه

بنده پاسخ همه ابهامات بالا را با فلسفه ملاصدرا و کنفسیوس پیدا کرده ام جز سوال آخر!!

کسی پاسخ نیچه را بدهد.

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
زندگی نامه و بیوگرافی ارد بزرگ Orod Bozorg :

 

بی شک ارد بزرگ یکی از برجسته ترین اندیشمندان حال حاضر ایران است نگاهی سطحی به زندگی و آثارش ما را چنان شیفته خود می سازد که می توان با نوای صدایش رقصید و پیش رفت اندیشه های او وجوه مختلفی دارند که قوی ترین وجه آن توجه ویژه اش به اخلاقیات و پاک زیستی انسان است . توجه ویژه ارد به اخلاقیات باعث نمی شود رازهای زندگی مدرن امروز را در نظر نگیرد ، فرآیند و بازده اندیشه خردگرایانه او موجب پیراستن ناراستی هاست . اندیشه های او در کتابی با عنوان آرمان نامه گرد آوری شده است .

حوزه فلسفه اجتماعی اش ریشه در سنت ایران باستان دارد می توان او را میهن پرست ترین اندیشمند صد ساله اخیر ایران دانست جایی که می گوید :

ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند .
و یا :
میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر .

سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند(جومونگ) فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

بجز ایران بسیاری در کشورهای فارسی زبان حوزه فرهنگی ایران از مریدان ارد محسوب می شوند . این مسئله به جوانان و محیط های دانشگاهی ختم نمی شود گاهی در بین سیاستمداران و افراد نام آشنای کشورهای آنها هم می توان کسانی را دید که به جهات مختلف به او دل بسته اند

سخن گفتن از ارد OROD کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه معاصر کشورمان می دانم آنست که زاده شهر توس نو (مشهد )است اما پدرش و اصلیتش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است به لحاظ نژادی به سلاجقه متصل می شوند چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا و فرارود بودند (ناحیه ای که همکنون کشورهای تاجیکستان ، جنوب شرقی ازبکستان ، شرق ترکمنستان و قسمت شمالی افغانستان است ) سلجوقیان مسعود جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشیدند و رفته رفته گستره ایران را تا مدیترانه پیش بردند سلجوقیان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و منطقه بختیاری ایران ساکن شدند . بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و بفرمان ملک شاه سلجوقی که عاشق فرهنگ نیاکان و فردوسی بود تقویم خورشیدی ( جلالی ، شمسی ) را با کمک خیام و گروهی دیگر از نخبگان سرزمینمان ایران در مقابل هجری قمری تازیان ایجاد نمود .
مهمترین رکن اداره کشور در این دوره در اختیار مجلس ریش سفیدان بود آنان امرا و پادشاهان دودمان سلجوقی را بر می گزیدند و از قدرتی نظارتی و گاها تنبیهی برخوردار بودند ( شبیه سلسله اشکانیان )آنان معتقد به اصل فکر برتر بودند شاهنامه فردوسی و صدها اثر تاریخی دیگر را احیا کردند آنان حاکمیت تازیان (اعراب) را بطور کلی در خاورمیانه محدود به منطقه شبه جزیره عربستان نمودند نکته جالب در مورد گسترش حاکمیت این قوم بزرگ وجود داشت و آن مطلب این است که آنها هیچ گاه به شهرهای بین راه وارد نمی شدند تنها سفیری را به داخل شهر مربوطه می فرستادند و اولین خواستشان آن بود که دیگر خطبه ای به نام خلیفه بغداد خوانده نشود و رسما حکومت سلجوقی را بپذیرند .ذکر این حوادث تاریخی باعث می شود بهتر با اندیشمندی آشنا شویم که بر پیرامون خود دارای شناخت و ریشه است

اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریات شگفت انگیز او موجب جلب و گرایش بسیاری از علاقمندان به علوم انسانی و بعضا علوم سیاسی شده است . ارد بزرگ به نوعی معمار است ، او از آینده ایی سخن می گوید که می تواند ایران را به جایگاه اصلی خود باز گرداند . شاید مهمترین نظریه او یعنی قاره کهن خود به تنهایی بتواند بیشترین تغییرات را در سطح روابط خارجی ایران و 19 کشور اطراف آن بوجود آورد . او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، راه انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق و غرب بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی ماست که هر دو را با جعل اسامی چینی ها از آن خود می دانند .

او به ساختارهای سیاسی کشورهای محدوده قاره کهن نظری ندارد او همه را دعوت به همگرایی می کند او با دلایل بسیار ثابت می کند اگر این 20 کشور دست در دست یکدیگر بگذارند ساختاری بسیار قدرتمندتر از اتحادیه اروپا خواهند یافت .

 

نقشی که ارد بزرگ برای ایران در قاره کهن قائل است نقشی فرهنگی و تاریخی نظیر یونان در اروپاست .

قاره کهن امروز اسیر آسیا و اروپاست .

تاریخ و فرهنگ در شرق به چین ختم می شود و در غرب به یونان .

یکی از وجوه جالب و بارز این نظریه ایجاد همگرایی بیشتر منطقه ایی است که خود موجب خلع سلاح تجزیه طلبان در سطح کشورهای منطقه می گردد .

ارد بزرگ با نظریه قاره کهن خود پرده از حقیقتی برداشته که تا کنون هیچ اندیشمندی به آن توجه نکرده بود .

 

یکی دیگر از ایده های او نظریه کهکشان بزرگ اندیشه است. که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند . او ثابت می کند جهان غرب با ابزار رسانه و اینترنت نمی تواند با تزریق فرهنگش یکپارچگی مورد نظر خویش را فراهم سازد .

 

با اینکه ایده های ارد بسیار جذاب است اما آنچه موجب شهرت روزافزون او گشته نصایح و پندهای حکیمانه اوست . پندهای او شامل تاکیدات مستمرش بر راستی ، احترام به ریش سفیدان ، پاسداشت اسطوره ها و میهن دوستی می گردد .

دهها مقاله و کتاب در مورد اندیشه های ارد بزرگ نگاشته شده است . بعضی او را علامه اقبال لاهوری عصر حاضر می دانند و عده ایی همپای فردریش نیچه در فلسفه و کسانی معتقدند جبران خلیل جبران امروز است . و البته جالب خواهد بود که بدانیم ارد و جبران خلیل جبران هر دو در 17 دی ماه زاده شده اند . 

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
مذاكرات ژنو، از عربده تا كُرنش

ساعتي پيش از آن كه سران سه كشور آمريكا، بريتانيا و فرانسه در پيتزبورگ بيانيه‌هاشان را درباره تاسيسات هسته‌اي قم بخوانند[1]، محمود احمدي‌نژاد در نيويورك در برابر خبرنگاران نشريه تايمز نشسته بود. خبرنگار تايمز به احمدي‌نژاد اطلاع داد كه طبق گزارش‌هاي منتشر شده، قرار است اين سه تن بيانيه‌اي را درباره تاسيساتي كه ايران مخفي كرده است بخوانند. رييس دولت كودتا كه آشكارا دستپاچه شده بود، ابتدا با همان لحن بازجويانه خبرنگار تايمز را سوال‌پيچ كرد، و بعد كه بالاخره نوبت جواب دادن خودش رسيد، با عبارتي غريب كه كاربرد آن از سوي رييس هر دولت مستقلي درباره رييس دولت ديگر غير قابل تصور بود گفت "من اگر مشاور آقاي اوباما بودم" قطعاً به ايشان مي‌گفتم كه اين حرف‌ها را نزنند، چون اين اطلاعات درست نيست. رييس دولت كودتا، باز هم يك‌بار ديگر در كمتر از سه دقيقه گفت كه اگر "مشاور اوباما" بود به او توصيه مي‌كرد كه از اظهار نظر درباره تاسيسات هسته‌اي قم خودداري كند.[2]

موج سبز آزادی: رييس دولت كودتا گويي مي‌دانست كه هيچ كس روي مشروعيت او به عنوان رييس جمهور منتخب ايرانيان حساب نمي‌كند و از او انتظار نگاه داشتن چنين شأني را ندارد، و شايد به همين دليل براي به دست آوردن دل اوباما و هم براي موجه جلوه دادن حرفش خود را در موضع نصيحت كننده و مشاور فرضي اوباما قرار داد. با اين همه اوباما و ديگران نيز توصيه‌هاي ايشان را جدي نگرفتند: شايد چون اين بار هم دروغش از پيش آشكار بود.

چنين بود كه احمدي‌نژاد كه با اعلام آمادگي براي گفت و گو با اوباما درباره "مديريت جهان" به نيويورك رفته بود، نه تنها با رييس جمهور آمريكا ديدار نكرد، بلكه به دليل حضور گسترده تظاهر كنندگان ايراني در خيابان‌هاي شهر، نتوانست از هيچ بچه‌اي هم اسم خود را بشنود. احمدي‌نژاد پس از انتشار علني اخبار تاسيسات قم، مجبور شد آخرين ساعت‌هاي حضور خود در نيويورك را به گفتن حرف‌هاي سرگرم كننده براي رسانه‌ها بگذراند. او گفت كه كارخانه غني‌سازي قم در مرحله بنايي و لوله كشي است و در اعلام وجود آن به آژانس هيچ پنهان‌كاري‌اي انجام نشده "ما 18 ماه زودتر موضوع را به اطلاع آژانس رسانديم كه به نظرم اين كار به جاي جنجال مستحق تشويق است."[3] غافل از اين‌كه مقامات ديگر مانند گلپايگاني نماينده رهبر بدون اين كه لازم بدانند با او هماهنگ كنند درباره همان كارخانه مي‌گفتند كه "اين كارخانه جديد انشاءالله و به اميد خدا به زودي عمليات شده و چشم دشمنان را كور مي‌كند."[4]

در حالي كه مقامات غربي در چند روز مانده به مذاكرات مكرر هشدار مي‌دادندكه اگر مذاكرات اول اكتبر به نتيجه نرسد بر شدت فشار خواهند افزود، مقامات حاكميت كودتا تاكيد مي‌كردند كه تنها براي بحث درباره بسته پيشنهادي و "مذاكره درباره مسايل جهاني" در ژنو مذاكره خواهند كرد. در هفته منتهي به روز پنج‌شنبه كه قرار بود مذاكرات هسته‌اي انجام شود، سيماي كودتا برنامه "مستندي" پخش كرد كه در آن به نوعي تمامي فعاليت ديپلماتيك و مذاكرات هسته‌اي در زمان دولت خاتمي، خيانت قلمداد ‌شد و همان‌طور كه چندین بار رهبری نیز در سخنانش اشاره كرده است، خاتمي و دستگاه ديپلماتيك وقت "مرعوب" غرب نشان ‌داده شدند.

با اين مقدمات جليلي به ژنو رفت و زماني كه نزديك هفت ساعت مذاكره او با نمايندگان اروپا و آمريكا به پايان رسيد، هم آمريكا حاصل مذاكرات را "سازنده" دانست و هم خاوير سولانا نماينده اتحاديه اروپا از مذاكرات ابراز رضايت كرد. سعيد جليلي كه ابتدا با خبرنگاران خودي در سفارت ايران مصاحبه كرده بود، در مصاحبه مطبوعاتي مشتركش با سولانا گفت كه درباره مسايل جهاني و چيزهايي كه به آرامش و امنيت همه شهروندان جهان مربوط مي‌شود صحبت كرده‌اند؛ هيچ اشاره‌اي به مذاكره درباره مسايل هسته‌اي كه طرف ديگر با تاكيد گفته بود محور مذاكرات خواهد بود، نشد. اما روايت سولانا و باقي ديپلمات‌ها حاكي از حصول توافقي مشخص درباره مسايل هسته‌اي داشت، و ذكري از "مديريت جهان" نبود.

بر طبق اطلاعاتي كه تاكنون منتشر شده، ايران توافق كرده است كه نمايندگان آژانس ظرف دو هفته از تاسيسات قم باز ديد كنند، تا آخر اكتبر (18 اكتبر) يك دور جديد مذاكره آغاز شود و از همه مهم‌تر بخش اعظم از اورانيومي كه تاكنون در ايران غني شده و آژانس از آن مطلع است براي غني‌سازي بيش‌تر به روسيه منتقل شود. ميزان اورانيوم غني شده ايران كه علني است حدود 1.5 تن وزن دارد كه ميزان غني‌سازي آن 3.5 درصد است. طبق توافق ژنو اين اورانيوم قرار است 1.2 تن از اين مقدار به روسيه فرستاده شود و در آنجا تا ميزان نزديك به 20 درصد غني شود تا براي "مصارف پزشكي" در اختيار راكتور تهران قرار گيرد. پيش بيني اين است كه در صورت اجراي اين توافق اين انتقال ظرف مدت حدود يك سال انجام شود. اين در حالي است كه گزارش‌هاي موجود نشان از اتمام سوخت هسته‌اي براي غني‌سازي در داخل ايران دارد و در صورت انتقال اين ذخيره اورانيوم، مي‌توان مطمئن بود كه خطر ساخت بمب از راه غني‌سازي اورانيوم موجود در ایران ديگر وجود نخواهد داشت.[5]

نكته شگفت آور اين است كه مقامات دولت كودتا با وجود انتشار جهاني اخبار مربوط به توافقات هنوز هرگونه بحث درباره مسايل هسته‌اي در ژنو را انكار مي‌كنند و سعي دارند موضوع انتقال اورانيوم به روسيه و بازخريد اورانيوم غني‌تر شده را هم به اجراي "تعهدات آژانس در قبال ايران" نسبت دهند و وانمود كنند كه نه تنها در مذاكرات درباره مسايل هسته‌اي هيچ صحبتي نكرده‌اند، بلكه پيش از آن به واسطه آژانس از همين كشورهاي مذاكره كننده امتياز هسته‌اي گرفته‌اند!

به اين ترتيب مذاكره كننده مجهول الهويه‌اي با يكي از خبرگزاري‌هاي داخلي مصاحبه كرده و گفته است كه " در اجلاس ژنو هيچ توافقي بر سر اين موضوع صورت نگرفت و صرفا تصميم ايران براي شركت در نشست 18 اكتبر با آژانس به اطلاع 1+5 رسيد." همين فرد در توجيه اخبار منتشر شده درباره بازخريد اورانيوم ارسالي به روسيه مي‌گويد "پيشنهاد خريد اورانيوم با غناي حدود 20 درصد در هفته هاي اخير از سوي ايران رسما به آژانس اعلام شد و اين نهاد بين‌المللي طبق وظيفه ذاتي خود اين پيشنهاد را با كشورهاي دارنده تكنولوژي غني‌سازي مطرح كرد در ادامه و پيش از برگزاري نشست ژنو ميان ايران و آژانس توافق شد كه نشستي ميان كارشناسان فني آژانس كارشناسان ايران و كارشناسان كشورهاي فروشنده اورانيوم غني شده 18 اكتبر در وين برگزار شود و راهكارهاي اين معامله مورد بررسي قرار گيرد."[6] گويي آقايان هنوز باور نكرده‌اند كه ديگر اكثر شهروندان ايراني مي‌توانند ظرف چند ساعت اخبار را از منابع ديگر هم به دست بياورند.

اگر رجزخواني‌ها و موشك‌پراني‌هاي پيش از مذاكره و داستان سرايي درباره خيانت مقامات پيشين و رشادت هسته‌اي مقامات فعلي را در كنار توافق حاصل شده بگذاريم بار ديگر نكته مهمي رخ مي‌نمايد: اين كه هيچ هدفي جز بقا و تحكيم انحصاري قدرت در دستور كار حاكميت فعلي نيست. مسئله هسته‌اي و غني‌سازي در تمام اين سال‌ها به عنوان خط قرمز نظام و مرز غير قابل گذشت مطرح مي‌شد. حتي طرح اقدام تاكتيكي تعليق موقت براي از سر گيري مذاكرات نوعي خيانت وانمود مي‌شد - ديگر تكليف كساني كه مي‌گفتند ايران چه از لحاظ برنامه‌ريزي براي منابع انرژي و چه به لحاظ وضعيت منطقه‌اي نبايد اين‌گونه پيگير مسئله هسته‌اي باشد يا كساني كه از اساس رفتن به سمت هر نوع تكنولوژي هسته‌اي را غير دموكراتيك مي‌دانستند و با آن مخالف بودند روشن بود.

در عمل اما مفاد منتشر شده از توافق ژنو به مراتب عقب نشيني بزرگ‌تري نسبت به تعليق موقت را نشان مي‌دهد. انتقال اورانيومِ تاكنون غني شده به خارج از كشور يعني در اختيار قرار دادن ثمره همه فعاليت هسته‌اي در اين سال‌ها كه برايش بهاي سه تحريم و قطعنامه در شوراي امنيت پرداخته شد. اهميت اين موضوع وقتي بيشتر روشن مي‌شود كه گزارش‌هاي مربوط به عدم توانايي ادامه غني‌سازي با اتكا به منابع اورانيوم داخلي را جدي بگيريم.

اما حاصل وضعيت فعلي براي ما چيست؟ بايد گفت جنبش سبز در كليت خود و با تكثر ديدگاه‌هاي كه ممكن است درباره انرژي هسته‌اي داشته باشد، در موقعيت مهمي در اين مقطع قرار گرفته است. اتفاق ژنو نه تنها نشان داد كه دروغ‌گويي تا چه حد در تمامي اركان حاكميت رسوخ كرده است، بلكه بار ديگر حياتي بودن و اهميت شعارهاي دموكراتيك جنبش سبز را يادآور شد. جنبش سبز اكنون بايد روشنگري درباره اين بعد از سياست حاكمان را هم به دستور كار خود بيفزايد و نه تنها نشان دهد كه چه دروغ بزرگي درباره وقايع اخير گفته مي‌شود بلكه يادآور شود كه توسعه تكنولوژي هسته‌اي در ايران نه تنها از آغاز دور از چشم نهادهاي بين‌المللي صورت گرفت بلكه از آن مهم‌تر، اين كه دور از چشم مردم ايران انجام شد.

جنبش سبز با تكيه بر همين شعار دموكراسي‌خواهي و ضديت با ديكتاتوري خود اكنون مي‌تواند به توافق صورت گرفته رجوع كند تا نشان دهد كه حاكمان كودتايي چگونه منابع مملكت را صرف آرزوهاي ماليخوليايي خود مي‌كنند و سپس چون هيچ تعهدي به هيچ كس ندارند، به راحتي حاصل همان ماجراجويي كه از جيب ملت در رنج ايران صورت گرفته را براي بقاي خود به باد مي‌دهند. بايد گفت توافق فعلي دست كم از آن رو كه احتمال دخالت خارجي و اعمال تحريم و فشار اقتصادي بر مردم را بعيدتر كرده به نفع جنبش است، چرا كه اكنون مي‌توان اميد داشت كه فرصت‌هاي مدني براي بالندگي جنبش با پيش آمدن وضعيت جنگي در خطر نمي‌افتند.

از همين زاويه، نكته ديگري را هم بايد در نظر داشت. به نظر مي‌آيد كه حاكمان كودتايي بعد از اين همه تبليغات دروغ، باز هم واهمه‌اي از ريزش نيروهاي "ايدئولوژيك" خود در صورت افشاي اين توافقات نداشتند. سران كودتا گويي نه از اين كه در مقابل دوربين‌هاي دنيا خود را در آرزوي مشاوره اوباما به تصوير بكشند ترسي داشتند و نه از اين كه حاميان‌شان با افشاي مفاد توافق ژنو به ترديد بيافتند؛ راستي چرا؟ آيا به اين دليل كه مي‌دانند ديگر بدنه حاميان باقيمانده خالي از هر نيروي ايدئولوژيكي است كه راست و دروغ برايش مهم باشد؟ آيا تنها تكيه‌شان بر همان نيروهاي خشن خياباني است كه براي تامين منافع پست خود خون خلق مي‌ريزند؟

آيا اين رجز‌خوانان كه همه انتظار جنگ افروزي‌شان را داشتند از آن رو تن به توافق ژنو دادند كه فكر مي‌كردند در صورت رفتن به وضعيت جنگي و تحريم سخت‌تر در ميان انبوه مخالفان تنها خواهند بود و توان سركوب بيش از اين كه تاكنون نشان داده‌اند نخواهند داشت؟ پاسخ هر چه باشد، ضعف حاكميت كودتايي به دليل بي‌پشتوانگي داخلي‌ در تحولات بين‌المللي اخير كاملاً نمايان است.

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
شاخص توسعه انساني ايران در سال 2009
رشد شاخص توسعه انساني ايران و كسب رتبه 88 بين 182 كشور

 بر اساس تازه‌ترين گزارش توسعه انساني سال 2009 سازمان ملل، شاخص توسعه انساني ايران با افزايش نيم درصدي به 0.782 افزايش يافت و اين كشور در ميان 182 كشور جهان در رتبه 88 از اين نظر قرار گرفت


  شصت درصد( 60%) مهاجرت ها به مقصد كشورهاي در حال‌ توسعه انجام مي شود

نروژ و نيجر به ترتيب در صدر و قعر جدول توسعه انساني قرار گرفتند


1-نروژ
2-استرليا
3- ايسلند

كشورهاي كانادا، ايرلند، هلند، سوئد، فرانسه، سوئيس و ژاپن نيز رتبه هاي چهارم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.
كشور هلند در گزارش امسال با يك پله صعود نسبت به سال گذشته مواجه شده و سوئد نيز يك پله سقوط كرده است. فرانسه نيز در رده بندي امسال سه پله صعود داشته است

*تنزل يك رتبه اي آمريكا در شاخص توسعه انساني


رتبه برخي ديگر از كشورها عبارتند از: ايتاليا 18، انگليس 21، آلمان 22، كويت 31، قطر 33، امارات 35، بحرين 39، مجارستان 43، كوبا 51، مكزيك 53، عمان 56، ونزوئلا 58، مالزي 66، روسيه 71، برزيل 75، تركيه 79، لبنان 83، اوكراين 85، گرجستان 89، چين 92، اردن 96، تونس 98، الجزاير 104، سوريه 107، اندونزي 111، مصر 123، آفريقاي جنوبي 129، مراكش 130، هند 134، ميانمار 138، يمن 140، پاكستان 141، آنگولا 143، سودان 150، نيجريه 158، و چاد 175


كشور آفريقايي نيجر نيز با كسب نمره 0.34 به عنوان آخرين كشور جهان از نظر توسعه انساني شناخته شده است
نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
پاسخ بهشتی به احمد توکلی

ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است .

متولیان امور!؟ مشکل امروز ما این است که کسی آنان را نمی شناسد. این روزها وقتی از دوستانی که در رسانه ملی مشغول به کارند به خاطر رفتارهای صدا و سیما گله می‌کنیم می‌گویند مگر ما تصمیم‌گیر هستیم؟ سپس رهبری هم در نماز عید از شبهه‌افکنی‌هایی که در این رسانه انجام گرفته است انتقاد می‌کنند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ مشابه همین وضعیت را در قوه قضائیه ببینید. وقتی برای قاضی استدلال‌های محکمه‌پسند ارائه می‌کنی در جواب می‌گوید مگر دست من است؟ سپس معلوم می‌شود رئیس قوه قضائیه هم تیغ برایی ندارد. مقام معظم رهبری هم که مخالفت خود را با برخی از مهمترین خطاهای انجام گرفته در دادگاه‌های اخیر اعلام کرده‌اند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می‌دهد؟ وقتی با دوستان سپاهی صحبت می کنی می گویند دل ما بیشتر از شما خون است. «آیا خیال می کنید پاسدارها بیرون از همین جامعه و جدا از همین مردم زندگی می کنند؟ نمی دانیم جواب بچه هایمان را چه باید بدهیم.» پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نیست چه کسانی به کوی دانشگاه حمله کرده‌اند. رهبری این عمل را محکوم کرده‌اند. نیروی انتظامی از آن تبری می‌جوید. مجلس در به در دنبال عوامل این ماجرا می‌گردد. هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد. هیچ‌کس نمی‌داند از فرماندهان و سازمان‌دهندگان حوادث تلخی که بر کشور گذشت باید با چه عنوانی نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشته‌ایم «متولیان امور»؛ متولیان اشتباهات این چند ماهه .

«متولیان امور» از قرار زورشان به همه چیز و همه کس می رسد جز واقعیت. تنها واقعیت است که پشت آنان را به خاک می‌مالد.

ما قانع نیستیم كه چرا باید حق اعتراض،.......... از مردم سلب شود یا کسی حق داشته باشد این اعتراض آنان را تشویش اذهان عمومی بنامند. 1400 سال پیش در محكمه‌ای كه قاضی آن خود خلیفه بود حكمی بر علیه فاطمه زهرا (س) صادر شد كه ایشان به آن اعتراض كرد و 14 قرن است كه هنوز ما داریم به این حكم اعتراض می‌كنیم. نه در آن زمان و نه در ادوار پس از آن كسی این اعتراض را تشویش اذهان عمومی ننامید؛ مگر آن كه از این پس جمهوری اسلامی به قاعده وحدت رویه قضایی این كار را بكند.

 

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب

ترجمه قالب


Powered By
BLOGFA.COM