تبليغاتX
فضای داغ سیاسی
دكترين جديد امريكا:استفاده از سلاح هسته اي عليه دشمنان ياغي!

"نقشه راه نظامي"

جنگ اسرائيل عليه لبنان بخشي اساسي از "نقشه راه نظامي" است كه ايالات متحده مسئوليت آن را برعهده دارد. جنگ عليه لبنان كه حاصل آن نابودي اقتصاد و زير ساخت غير نظامي  اين كشور بود، مرحله ايست از مراحلي كه در آنها عمليات نظامي بدقت طراحي شده است.

لبنان كريدور استراتژيكي است كه بين اسرائيل و شمال غربي سوريه قرار گرفته است. هدف اصلي اين جنگ نظامي كردن لبنان بود تا از طريق استقرار نيروهاي خارجي دراين كشور زمينه براي رسيدن به مرحله بعدي كه اهداف وسيع تر نظامي است دنبال شود.

نيروهاي خارجي تحت نظارت سازمان ملل كه بايد رسما در نزديكي مرز لبنان با سوريه مستقر شوند عمدتا و نه انحصارا نيروهائي هستند از كشورهاي عضو سازمان ناتو. اين نيروها كه تحت نظارت شوراي امنيت سازمان ملل قرار دارند به هيچ وجه بي طرف نخواهند بود. نيروهاي فوق تنها به ايالات متحده و اسرائيل جوابگو خواهند بود.  خروج نيروهاي سوريه از لبنان بدنبال ترور رفيق حريري نخست وزير وقت لبنان در فوريه 2005 از لحاظ زماني نقش عمده اي در ايجاد فضائي تازه بازي كرد. درحقيقت خروج نيروهاي سوريه  از لبنان خدمت بزرگي بود به اسرائيل. بيرون كشيدن نيروهاي سوريه از لحاظ زماني اهميت استراتژيك بسزائي داشت. اين امر عامل مهمي در زمانبندي و طراحي حمله اسرائيل به لبنان در ژوئيه 2006 بشمار آمد.

بدنبال بمباران هاي اسرائيل و سپس " آتش بس" صدور قطعنامه1701شوراي امنيت كه پيش نويس آن توسط فرانسه و امريكا و در مشاورت نزديك اسرائيل صادر شد راه براي نظامي كردن لبنان، تحت نظارت جعلي سازمان ملل هموارنمود.

مرحله بعدي جنگ در خاورميانه

براساس اطلاعيه هاي تائيد شده رسمي و اسناد و مدارك نظامي، ايالات متحده با همآهنگي بريتانيا (و در مشاورت با اعضاي ناتو)، برنامه اي براي حمله مستقيم به ايران و سوريه را طراحي كرده است. جان بولتون نماينده امريكا در سازمان ملل پيشاپيش قطعنامه اي را در شوراي امنيت تهيه كرده است كه براساس آن قرار است ايران بخاطر برنامه - ادعائي و نه واقعي - توليد سلاح هسته اي با تحريم روبرو شود. با اينهمه، تصويب يا رد اين قطعنامه اهميت چنداني ندارد. امريكا ممكن است با وجود مخالفت شوراي امنيت كه ناشي از وتوي روسيه و چين خواهد بود تصميم از پيش اتخاذ شده خود را عملي كند.

منابع نطامي امريكا تائيد كرده اند كه حملات هوائي عليه ايران با تائيد و يا بدون تائيد سازمان ملل دررابطه با تحريم اين کشور در مقياسي وسيع صورت خواهد گرفت، كه بي شباهت به بمباران هوائي عراق درمارس 2003 نخواهد بود. شوک و حيرت سايت اينترنتي "امنيت جهاني" دراين مورد مي نويسد كه حملات هوائي عليه ايران، در مقايسه با حمله اسرائيل به مركز اتمي "اوسيراک" عراق در سال 1981 به مراتب فشرده تر و وسيع تر خواهد بود. ايالات متحده با استفاده از بمب افكن هاي B-2 مستقر در پايگاه "ديگوگارسيا" يا هواپيماهائي که از ايالات متحده به پرواز در خواهند آمد و نير با بكارگيري جنگنده هاي117 F- که در پايگاه "ال اوديد" در قطر و در ديگر مناطق قرار دارند، به سايت هاي 24 گانه مشكوك ايران حمله خواهند كرد."

طراحان نظامي ممكن است در همآهنگي با اولويت هاي دولت امريكا ليست هدف هاي مورد نظر را از طريق محدود كردن حملات هوائي به گونه اي تغيير دهند كه تنها مهم ترين آنها مورد هدف قرار گيرند.... ايالات متحده ممكن است حملات همه جانبه تري را برعليه اهدافي انجام دهد كه مظنون به ذخيره سلاح هاي كشتار جمعي در آنهاست. علاوه بر اين، بمباران نيروهاي دارنده سلاح هاي متعارف و اتمي كه ممكن است در ضد حمله بر عليه نيروهاي امريكا در عراق مورد استفاده قرار گيرند نيز از اولويت هاي امريكا بشمار مي رود."

طرح هاي حملات هوائي (در وضعيت آمادگي كامل) در ژوئن سال 2005 از لحاظ عملياتي قابل اجرا بوده است. بخش هاي گوناگون تشكيل دهنده عمليات نظامي بطور كامل تحت فرماندهي ارتش امريكا قرار دارد كه در همآهنگي با پنتاگون و مقر فرماندهي استراتژيك امريكا در پايگاه هوائي "افوت" در ايالات نبراسكا عمل مي كنند.

در نوامبر 2004 فرماندهي استراتژيك امريكا "طرح حمله جهاني" را در يك سلسله تمرينات نظامي بنام "رعد جهاني" اجرا كرد. اين مانورها، حمله اي صوري با استفاده از سلاح هاي متعارف و اتمي بر عليه "دشمن فرضي" (ايران) بود. بدنبال تمرين هاي "رعد جهاني" فرماندهي استراتژيك امريكا "وضعيت پيشرفته از لحاظ آمادگي" را رسما اعلام كرد. اجري عملياتي "رعد جهاني"  Conplan يا

 Concept Plan 8002 نام گرفت.

"كان پلان" به عنوان طرحي عملي توصيف شده است كه براساس آن تفنگداران دريائي و نيروي هوائي حملات خود را از طريق زير دريائي و بمب افكن ها انجام خواهند داد.

ساختار فرماندهي عمليات مركزي خواهد بود كه در نهايت پنتاگون ترتيب و توالي عمليات را تعيين مي كند. بعبارت ديگر انجام عمليات نظامي بر عليه ايران و سوريه با در نظر گرفتن شرايط و زمان انجام مي شود. در همين رابطه عمليات نظامي اسرائيل و ديگر كشورهاي محور مانند تركيه درهمآهنگي نزديك با وزارت دفاع امريكا انجام خواهد شد.

جنگ زميني

 با وجود آنكه تهديد به بمباران هوائي عليه تاسيسات اتمي ايران بارها از سوي دولت بوش اعلام شده است، اما تحولات اخير نشان ميدهد كه جنگ زميني نيز در دستور كارقرارگرفته است.

طراحان نظامي امريكا و اسرائيل به اين امر كاملا واقف اند كه بمباران هوائي، نيروهاي ائتلافي را به سناريوي جنگ زميني مي كشاند و چاره اي براي آنها براي درگيري با نيروهاي ايران و سوريه در ميدان نبرد باقي نمي گذارد.

ايران تائيد كرده است كه در صورت حمله به اين كشور، با استفاده از موشك هاي بالستيك به اسرائيل و تاسيسات نظامي امريكا در عراق، افغانستان وخليج فارس حمله خواهد كرد، كه اين پاسخ ما را به سناريوي جنگ تمام عيار خواهد كشاند.

نيروهاي ايران مي توانند با عبور از مرز با نيروهاي ائتلافي داخل عراق درگير شوند. نيروهاي اسرائيل و يا نيروهاي ويژه نيز ممكن است وارد سوريه شوند.

از سوي ديگر نيروهاي خارجي مستقر در لبنان كه تحت نظارت سازمان ملل هستند نيز به دستور نيروهاي ائتلافي به رهبري امريكا و براساس تعهدات قبلي در قبال واشنگتن و تل آويو در مقام پاسخگوئي برخواهند آمد.

مانورهاي نظامي( دراين مورد مراجعه کنيد به مقاله قبلي از ميشل شوسودفسکي)

گردآوري نيروهاي نظامي توسط امريكا

"مهدي داريوش ناظم روآيا" ماه گذشته به نقل از رويتر نوشت: "به گزارش رويتر در 2 سپتامبر، بيانيه هاي پنتاگون حاكي از اين بود  كه نيروهاي امريكا در عراق به 140هزار افزايش يافته است. اين تهديد با فراخواندن 14هزار پرسنل غير فعال و نيز ازدياد نفرات مزدگيرافزايش  بيشتري خواهد يافت."

پنتاگون برپائي چنين نيروئي را بعنوان "روند عادي" جابجائي نيروها كه لازمه "جنگ عليه ترويست" در عراق  است توجيه مي كند. سرعت بخشيدن به استخدام نيروهاي نظامي دركشورهاي مهم ائتلاف آنگلو- امريكن مانند بريتانيا، استراليا و كانادا نير در حال انجام است. كانادا و استراليا در صف امريكا قرار دارند. جان هاوارد و استون هارپر نخست وزيران استراليا و كاندادا تعهد خود براي شركت در جنگ امريكا- اسرائيل را تائيد و قول داده اند تا نيروهاي مسلح خود را افزايش دهند.

دراين ميان نيروهاي بريتانيائي مستقر در عراق نيز آرايش تازه اي در مرزهاي جنوبي عراق با ايران گرفته اند. اين نقل وانتقالات از سوي سفير كبير بريتانيا درعراق بعنوان بخشي از مبارزه با قاچاقچيان و ورود اسلحه به عراق از سوي ايران توجيه شده است."

ناظم روآيا دراين مورد نوشته است "در حاليكه مقامات انگليسي تمايل و آمادگي خود را درنبرد با ايران انكار مي كنند، اما اين كشور نيروهاي بيشتري را به عراق گسيل مي دارد. پياده نظام سبك گردان دوم كه قابليت سريعي در آرايش گرفتن دارد به مرزهاي جنوبي عراق با ايران فرستاده شده است. گردان دوم به بهانه همكاري با گروه عمليات پشت جبهه و اسكورت كاروان نظامي و تامين امنيت براي نيروهاي بريتانيائي و پايگاه هاي نظامي اين كشور در بصره به اين منطقه اعزام شده است."

 نقش اسرائيل

پس از فروكش كردن جنگ در لبنان، طرح هاي نظامي و اعلاميه هاي رسمي اسرائيل شفاف تر شد. تل آويو طرح هائي را اعلام كرده است كه دلالت دارد بر "جنگي تمام عيار" به عنوان عاملي بازدارنده و از طريق بكارگيري نيروهاي هوائي و زميني بر عليه ايران و سوريه. اين طرح ها اكنون مهم ترين بخش هاي كار وزارت دفاع را تشكيل مي دهند:

·        براساس گزارش منابع سياسي و نظامي، اسرائيل در حال تدارك يك جنگ احتمالي برعليه ايران وسوريه است.

·        درحال حاضر ايران و سوريه چالش اصلي نيروهاي دفاعي اسرائيل است كه در رابطه با مسئله فلسطين در اويت قرار گرفته است. كمي پيش از شروع جنگ لبنان ژنرال "اليعزر" فرمانده نيروي هوائي مسئوليت "جبهه ايران" كه پست تازه اي در وزارت دفاع مي باشد را عهده دار شد.  وظيفه وي فرماندهي هر نوع حمله اي عليه ايران و سوريه در آينده است."        يكي از شخصيت هاي درون دولت اسرائيل گفته است كه درگذشته ما آمده حمله نظامي به تاسيسات اتمي ايران بوديم، اما اعتماد بنفس روبه افزايش ايران كه ناشي از جنگ در لبنان بود، ما را وادار مي كند تا آماده يك جنگ همه جانبه شويم، كه سوريه در آن نقش مهمي بازي خواهد كرد."

در نتتيجه تغيير اولويت هاي دفاعي قرار است بودجه نيروهاي اسرئيل در ساحل غربي و نوارغزه كاهش يابد."( ساندي تايمز 3 سپتامبر)

اطلاع رساني كاذب رسانه هاي گروهي

رسانه هاي گروهي غرب دارند بر طبل جنگ مي كوبند. مثلا ساندي تايمز طرح هاي جنگي اسرائيل را عملي دفاعي و بعنوان جلوگيري از حمله اتمي ايران به اين كشور را چنين تبليغ مي كند:

«ايران و سوريه موشك هاي بالستيكي دراختيار دارند كه مي توانند بسياري از نقاط اسرائيل،  از جمله تل آويو را هدف قرار دهند. در حال حاضر بودجه اي اضطراري براي ساخت پناهگاهاي مدرن اختصاص يافته است.»

اين واقعيت كه ايران توانائي داشتن سلاح هسته اي را ندارد و آژانس انرژي اتمي نيز آن را تائيد كرده است، ديگر موضوعي براي بحث بشمار نمي رود.

اطلاع رساني كاذب رسانه هاي گروهي به ايجاد فضاي ترس و وحشت كمك بسيار كرده است. اطلاعيه وزارت كشور بريتانيا در دهم اگوست مبني برخنثي كردن يك حمله تروريستي در مقايسي وسيع و همزمان انفجار ده هواپيما اين تصور را القاء مي كند كه درحقيقت اين دنياي غرب است كه مورد حمله واقع شده است، نه خاورميانه.

واقعيت ها واژگون شده اند. دروغگوئي هاي رسانه هاي گروهي و پخش اطلاعات غلط به اوج خود رسيده است. رسانه هاي بريتانيا و امريكا   "جنگ بازدارنده" را بعنوان "دفاع از خود برعليه القاعده و كشورهاي تروريست پرور" به گونه اي القا مي كنند كه گوئي آنها درحال ايجاد يازدهم سپتامبر ديگري هستند.

هدف اصلي و اساسي ايجاد ترس و وحشت در ميان مردم، در نهايت، آماده كردن آنها براي قبول "مرحله بعدي جنگ برعليه تروريسم" در خاورميانه است كه سوريه و ايران را هدف قرار داده است.

با وجود آنكه چين و روسيه در سطح ديپلماتيك و در شوراي امنيت با جنگ به رهبري امريكا مخالفت خواهند كرد، اما واشنگتن پشتياني فرانسه و بريتانيا را با خود خواهد داشت. از سوي ديگر با وجود اينكه روسيه و چين با ايران همكاري هاي نظامي دارند، اما بنظر نمي رسد كه اين دو كشور به نفع ايران درگير يك مناقشه نظامي شوند.

ناتو بطور همه جانبه از عمليات نظامي به رهبري امريكا حمايت مي كند. اين سازمان در فوريه 2005 قراردادي در زمينه همكاري هاي نظامي با اسرائيل منعتقد كرد.

سلاح هسته اي عليه ايران

 استفاده از سلاح هسته اي از سوي امريكا و اسرائيل در مقابله با برنامه هاي توليد سلاح هسته اي از سوي ايران درحالي قراراست صورت گيرد كه اصلا ايران فاقد آنست.

دكترين تازه اتمي دولت بوش داراي دستورالعمل مشخصي است كه به آن اجازه مي دهد تا از سلاح هسته اي بعنوان "عاملي بازدارنده" بر عليه "دشمنان ياغي" استفاده نمايند، كه يا "داراي" سلاح كشتار جمعي هستند و يا درحال "گسترش" آن مي باشند.

"كان پلان" با استفاده از دكترين فوق طرح جامعي است، در رابطه با سناريوهاي استراتژيكي كه در آن سلاح هسته اي بكار برده مي شود.

"هانس كريستنسون" از اعضاي پروژه اطلاعات هسته اي گفته است "كان گلان... مشخصا بر روي تهديدات تازه – ايران و كره شمالي-  در توليد و گسترش سلاح هسته اي و تروريسم متمركز شده است. درعين حال هيچ عاملي نمي تواند مانع استفاده اين طرح در مقياس محدود برعليه اهداف روسيه و چين گردد."

كار برد سلاح هسته اي عليه ايران با اسرائيل كه سيستم موشك هاي هسته اي پيشرفته اي دارد همآهنگ خواهد شد. استفاده از سلاح هاي هسته اي توسط اسرائيل و يا امريكا مستنثي نمي تواند شود، چرا كه سلاح هاي هسته اي تاكتيكي در طبقه بندي جديد، بعنوان سلاح هاي متعارف ضد پناهگاههاي زيرزميني در جنگ هاي متعارف شناخته شده اند. به اين ترتيب، بايد گفت  كه در واقع ايالات متحده و اسرائيل عوامل تهديد هسته اي هستند نه ايران.

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
دموکراسی مجازی در ایران :

تا حالا به این فکر کردین تو بعضی از حکومت های غربی دموکراسی چقدر زیباست؟!!

 

حالا برای ما که در مطبوعات داخلی و صدا سیما مدام دم از"آزادی ملت ایران" می زنیم جای سوال باقیست که چگونه نمی توانیم در یک فضای باز و آرام دیپلوماتیک از حق طبیعی خود دفاع کنیم؟؟؟ منظور آزادی بیان است که نتیجه ی آن یک آزادی منطقی در عملکردهاست.(نه بی بندوباری اخلاقی)

منظورم این نیست که ما هم مثل فرانسوی ها یا امریکائیها اینقدر آزادانه در حریم شخصی خود و جامعه عمل کنیم چون ما برای رسیدن به این دموکراسی باید مدت زمان زیادی را وقت بگذاریم.ولی...    ولی حداقل بتوان به عملکرد نهادهای دولتی انتقاد کرد.

مطلبی که خیلی حائز اهمیت است نقض قانون به معنای واقعی است. مثلا چرا یک مامور اجرایی در  این حکومت میتواند هر کاری بکند؟در نظر داشته باشید که شما در حین انجام کاری یک برادر نیروی انتظامی شما رامشاهده کند سوتفاهمی پیش بیاید آن وقت او هر بلایی بخواهد روی شما اجرا میکند و شما هیچ کاری نمی توانید بکنید. (حتی شکایت هم وقت تلف کردن است.!!)

 

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب

ترجمه قالب


Powered By
BLOGFA.COM