تبليغاتX
فضای داغ سیاسی
چه گوارا ورفرمیست ها !
چــه گوارا، کمونیست واقعی وانترناسیونالیست که نه تنها زندگی بلکه مرگش هم که به دست خونین خود سرمایــه داران خــونخوار جهانی انجام گرفت یک دم آنها را آرام نگذاشته ونخواهد گذاشت ولی بلعکس برای جوانان پرشـــــوری که از ستم سیستم خوفناک سرمایه به جان آمده اند، سمبل قهــــــرانقلابی مسلحانه است وهمین تفکر رادیکـــــال وانقلابی اوست که دغدغه شبانه وروزی جانیان سرمایه است وبه طورخاص درایــــران که سرمایـه داران ضـــد بشـــــر اسلامی حلقوم کارگران وزحمتکشان را در چنگالهای خونین شان می فشارند، روحیه عصیـــــان وشــــورش هرچه بیشتراوج می گیرد وتلاش برای به فعلیت درآوردن تفکرچه گوارا که همانا ســــــرنگونی سیستم گندیده سرمایه ازراه مبـارزه مسلحانه است سرمایه داران اسلامی ومزدورانشان رفرمیست ها را هرچه بیشتربه وحشت مــــرگ انداخته است وبزعم خودشان برای مقابله با تفکرمســـــلح شدن کـــارگران وزحمتکشان برای رهـــــائی از رژیم سرمایه داران جنایت پیشه اسلامی به دست وپا افتاده اند وبه هروسیله ای چنگ می زنند، چندی پیش بود که فرزندان رفـــــرمیست چه گــــوارا انقلابی ورادیکال را خریدند وبه ایران کشانیدند تا ضمن کسب حیثیت ازقبل نـــام چه گوارا، تفکر انقلابی اورا درحـــــد رفرمیست هائی چون کاسترو، چاورز واورتگا تقلیل دهند ودرذهن جوانــــــانی که تفکرانقلابی ورادیکــال او ریشه دوانده است، تخم تردیــد و دودلی نسبت به مدافعان انقلابی وواقعی منافع کارگران وزحمتکشان بکارند وروحیه یأس وسرخوردگی را درآنها ایجاد کنند.
 
سرمایه داران زالــــــو صفت اسلامی وقـــــاحت را به جائی رساندند که مذبوحانه تلاش کردند که چمران یعنی قـــــــاتل کارگران وزحمتکشان را درردیف چـه گوارا این انقلابی راستین مـــــدافع منــافع کارگران وزحمتکشان جهــان جا بزنند وبزعم خودشان مرز انقلابیون با ضــــــد انقلابیون جانی را به هم بریزند ودرکنارشان مزدورانشان رفــرمیست ها برای ایجاد انحـراف درجنبش انقلابی وبه زیر سئوال بردن تفکر رادیکال وانقلابی چه گوارا به هـذیان گوئی مشغولند، سالهای متمادی توده ای های خائن به منافع کارگران وزحمتکشان تلاش کردند که برای خوش خدمتی به اربابان تفکرمبــــــارزه مسلحـــــانه را که تنها راه سرنــــگونی سیستم گندیده سرمایه وبه قدرت رسیدن طبقـــــــه کارگراست، را با اراجیف شان غیر ممکن جلوه دهند، ولی ازآن جائی که این مــــزدوران کثیف حنایشان برای کــــارگران وزحمتــــکشان رنگی ندارد، دار ودسته منصورحکمت رســـالت آنها را به عهده گرفتند و تمام تلاششان این بوده و هست که با شارلاتانیسم، تمام سنن وارزش های انقــلابی را لگدمال کنند وبرای خوش اینکه خدمتی خود را در پیشگاه سرمایه به ثبوت برسانند، به مناسبت چهلمین ســا لگرد کشتـن چــه گوارای کمونیست وانترناسیونـال بوسیله امپریـالیست ها، به بازی های روحوضی از قبیل مصاحبــــه با تلویزیــون های اهـــــدائی اربابان امریکائی واسرائیلی پرداختند، تا دقیقأ هم چون سرمایـه داران خونخوار اسلامی به نفی مبـارزات انقلابی او بپردازند وقمــــه کشان گارد به اصطلاح آزادی تخیلی شان را برروی شانه های او بنشانند.
 
آنها که خود را جانشین برحق رژیم سرمایه داران جنایتکاراسلامی میدانند وخواب قدرقدرتی را برای خود می بینند، در کوههای خیالی کردستان به تقلید از جاینان رژیم که سپــــاه سرمایه را برای ســـرکوب کارگران وزحمتکشان تولید کرد، گارد به اصطلاح آزادی را برای سرکوب کمونیست ها وانقلابیون برای آینده دررؤیاهایشان سازمان دهی می کنند.
 
سرکرده مشکوک آنها که با دستبرد زدن به آثارکلاسیک مارکسیستی رسالت ضربه زدن به جنبش کمونیستی را به عهده داشت، با گنده گوئی وشارلاتان بازی تلاش درنفوذ در سازمانها وتشکلات موجود داشت تا ضمن فروپاشی آنها نیروهای آنها را با انحرافــــات خود همراه سازد، او برای خوش خدمتی به اربابان در تشکیلات کــــوموله نفــــوذ کرد و هم چون سرمایه داران اسلامی به نابودی سلاح های آنها دست زد ونیــــروهای آنها را آواره کشورهای اروپائی وامریکائی کرد،  دقیقأ همان کاری را که سرمایه داران خونخوار اسلامی کردند.
 
متاسفانه به دلیل محدودیت امکانــات تبلیغی وترویجی برای کمونیست ها ی واقعی وهمین طورتا حدودی دست کم گرفتن تفکر بشدت مسموم جریان مشــــکوکی که منصورحکمت براه انداخت، او توانست سالها با زدن نقاب کمونیست کارگری وبا دستبرد زدن به گنجینه مارکسیسم ولنینسم وسوء استفاده ازآن زهرآگین ترین وانحرافی ترین تفکر را به جنبش قـــالب کند، که تنها یک نمونه وحشتناک آن دمکرات دانستن سرمایه داران خونخواراسرائیلی است.
 
آنها دررابطه با بــــرخورد با مبارزین وانقلابیون اختلاف چندانی با رژیم سرمایه داران اسلامی ومزدورانش توده ای ها وفرخ نگه دارشان ندارند، این جریـــان منحرف مبــــــارزه ومقـــاومت را نفی وتفـــــکرکسانی را که درمقــــابل جنایات سرمایه داران و دفـــــاع از منــافع کارگران وزحمتکشان حاضرند همه چیزشان را فــدا کنند، سنتی قـــــالب می کند،اگر سرمایه داران اسلامی مبارزین ومقــــــاومین را با شــکنجه وکشتار ســــرکوب می کنند، منصور حکمت منـــحرف وهم تفکری هایش درحال حاضرکه هنوز برتخت قـــدرت لم نداده اند، به خیال خودشان با مـــزخرف بافی آنها را ســـرکوب می کنند وتـــــوده ای ها نـــــوکرمنش ونگه دارجـــاسوس شان هم با تفکر چـــاکرمنشی وبه خاک افتادن برآستان اربابان خونخوارشان به نفی هرگونه مقاومت و مبارزه جوئی متوسل می شوند.
 
دارودسته منصورحکمت که خود را جــانشین ملاهای سرمایه می دانند، خواب جا به جائی قدرت را به شکلی آرام برای خودشان دیده اند وتمام تلاششان این است که با توجه به تجربه قیام ۵٧ همه چیزدست نخورده وآرام وبی سروصـــدا تمام شود و رسالت سرکوب از مـلاهای سرمایه به آنها تعویض شود به همین دلیل با چـــاپ عکس ودروغ سرهم کردن برای تولید وزیر و وزارا وگارد به اصطلاح آزادی برای سرکوب کارگران وزحمتکشان مهمترین قدم را دررؤهایشان ازنظر خودشان برداشته اند، البته رهبــران مزدور حزب توده هم دردهه ۳٠ همین اوهامات را داشتند، با تجهیزنیروی مسلح از طریق نفوذ درارتش برای آینده شان نیروی ســـرکوب تهیه دیده بودند ونه دفــاع ازمنافع کــــــارگران وزحمتکشان، وبه همین دلیل درکودتـــای ننگین سازمان سیـــــای امریکا درسال ۳٢ از مســـلح کردن کـــــــارگران وزحمتکشان در مقابل سرمایه داران جانی سلطنتی واربابان امریکائی شان خــــــودداری کردند، آنها ازقرارگرفتن سلاح دردست کـــارگران و زحمتکشان وحشت داشته ودارند واینک کــاریکاتورآنها دارودسته منصورحکمت همان خـــــواب را برای خود دیده اند، که تولید گارد به اصطلاح آزادی ازتوهمات آنهاست، درحقیقت آنها نمی خواهند اشتبــــاه دارودسته خمینی جـــــــــلاد را تکرارکنند وآمـــــادگی لازم را برای سرکوب خونین ازهمان روزهای اول به قدرت رسیدن ازدست بدهند. ولی درحـــال حاضر برای پنهان کردن نقش سرکوبگر آنان درآینده، نقش داش آکـــــل یا کلاه مخملی را در محلات باید بازی کنند،
 
آنها طی سال ها آموزش دردم ودستگـــاه امپریالیست ها آن قدروقاحت پیدا کرده اند که تفکرانقلابی چه گوارا را که پوزه یکی ازکثیف ترین وجنایتکارترین دیکتاتـــورهای امریکای لاتین یعنی باتیستا را به خاک مالید، به عنوان تنها یک سمبل ویا یک قهرمـان مربوط به گذشته قــالب می کنند تا بزعم خودشان تفکراو را درتاریک خانه هایشان پنهان کنند، که مبادا کـــارگران وزحمتکشان ایران براساس تفـــــــکر انقلابی ورادیکـال چه گوارا به خلع ســلاح جانیان رژیم ومســـلح شدن خودشان بیفتند وقدرت سیاسی را دردست های توانای خودشان بگیرند.
 
خوشبتخانه افرادی که درقبــــــال جنبش انقلابی خود را مسئول می دانند، تلاش می کنند آن چه را که درپشت این جریان انحرافی ومشـــــــکوک قراردارد، برای کـــــارگران وزحمتکشان روشن کنند وازطرفی هم حتی اگرروزی روزگـــاری امپریالیست ها روی خوش به این دارودست نشان بدهند، کارگران وزحمتکشان با قمه کشان به اصطلاح گــــــارد آزادی همان برخورد را می کنند که با سپاه سرمایه رژیم سرمایه داران اسلامی کرده ومی کنند.
 
ازهمه مهمترمدافعان واقعی طبقه کارگر به خوبی می دانند که تـــــلاش سرمایه داران تروریست برای قـالب کردن تفکر چـــــــه گوارا به عنوان امری مربوط به گذشته های دور وشکست این تفکر وجاودانه بودن قـــــدرت جهنمی شان خواب وخیالی بیش نیست وآینده ای نه چندان دورکارگران وزحمتکشان ســـلاح های آن جانیان را به سینـــه خود آنها برخواهند گرداند وبر سیستم گندیده آنها خط بطلان خواهند کشید.
نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
بررسی یک سند ساواک، مندرج در روزنامه کیهان
دو روز پیش آقای احمد اللهیاری که ظاهرا مرتبا ما را مستفیض می فرمایند، مقاله ای در باره کشف حجاب نوشته و بنا بر خاصیت نویسندگی که دارند، یک سر نخ کشف حجاب را به بهائیان گره زده اند. من مقالات ایشان را ندیده بودم تا این که امروز لینک این مقاله را برایم ارسال نمودند و دیدم که در باره ارتباط کشف حجاب و بهائیان، چه حرف های نسنجیده و نیم خورده ای را تحویل خواننده داده است. از یکی از اقوامم در باره اش سؤال نمودم و او گفت که روز اول که کیهان مقالات ایشان را منتشر نموده، شرح حالی از او نیز درج کرده و اضافه نمود که آقای اللهیاری هم از دوستان مارکسیست ما بوده اند که نمی دانیم چه زمانی توبه کرده اند!
به صفحه نخست این سلسله مقالات مراجعه نمودم و دیدم ایشان طبق گفته خودشان ظاهرا سال ها در باره جامعه بهائی تحقیقات می کرده اند و حاصل اندیشه های ایشان کتابی شده که جریده کیهان آن را خرده خرده به دست چاپ می سپارد و احتمالا در آینده ای نه چندان دور کتاب آقای اللهیاری یکجا نیز به حلیه طبع آراسته خواهد گردید.
جواب دادن به یک کتاب در حالی که همه اش منتشر نشده، کاری علمی نیست. نگاه از بالا به کتاب و ارائه یک تحلیل کلی از نوشته های درون آن، باید بماند تا تماما به دست خواننده برسد، با این وجود می توان به گوشه هایی از مطالبی که ایشان مطرح فرموده، اشاره ای نمود و آن گوشه ها را بررسی کرد. از آن جا که اخیرا مد شده که نویسنده های ضد بهائی تند تند سند رو کنند تا ثابت نمایند که بهائیان با دستگاه پهلوی و برنامه های فرهنگی/ سیاسی آن رژیم بی معنی ارتباط داشته اند، باید ماهیت این گونه اسناد را بررسی کرد و به صحت و سقم آنان یا مطالب مندرج در آن اسناد پی برد. آقای اللهیاری نیز از این خوان بهره ای دارد و استفاده از اسناد، یکی از مؤلفه های اساسی کارشان است. لذا ضمن بررسی یک سند مندرج در مقاله ایشان، شرحی کلی نیز در این باره می نویسم.
 
به نام بهائیان نامه و سند نوشتن و آن را منتشر ساختن، منحصر به این یکی دو دهه نیست. تا آن جا که من خبر دارم، این ترفند رسما از دوره مشروطه به بعد در ایران رواج پیدا کرده است و افراد گوناگون از احزاب و اعتقادات مختلف، کاسه کوزه های دیگران و خودشان را بر سر بهائیان شکسته اند. مثلا سید علی و سید محمد یزدی ( به ترتیب پدر و پسرعموی سید ضیاءالدین طباطبایی معلوم الحال ) در طهران، به نام بهائیان اعلانیه به در و دیوار شهر زدند مبنی بر این که ما می گوییم که تشکیل مجلس شورا مخالف با اسلام است و ....!!! بعد نظمیه پی ماجرا را گرفت و معلوم شد که این دو آخوند برای مقاصد سیاسی خود چنین کرده اند. البته بعدا اعلام کردند که پدر سید ضیاء در این ماجرا نقش نداشته است و همه چیز زیر سر سید محمد مزبور بوده است. الله اعلم. گزارش این سیاه بازی در روزنامه صوراسرافیل، شماره پنجم، صفحه سوم آمده است.
اما نکته ای که در تمام این سند سازی ها مشترک است، این است که سند سازان کسانی هستند که به ادبیات گفتاری/ نوشتاری/ اداری بهائیان آشنایی ندارند و به همین دلیل خیلی زود بند خود را آب می دهند. شاید مثالی در این باره روشن کننده مطلبی باشد که پس از این می خواهم بنویسم. یادم هست سال ها پیش یکی از بهائیان، در جلسه ای برای مزاح یک شب نامه ای که به همین ترتیب توسط مخالفان آیین بهائی ( اما به نام بهائیان ) نوشته شده و در آن سخن از قتل و غارت مسلمانان رفته بود، می خواند و ما سراپا گوش بودیم که ببینیم آخر داستان چه می شود. نویسنده شب نامه از آن جا که به اصطلاحات آیین بهائی آشنا نبوده، پس از آن که از جانب محفل بهائیان تهدیدات زیادی نثار مسلمانان کرده بود، در پایان شب نامه و به عنوان آخرین کلمه، نوشته بود: ع ع
حدود 20 نفری که در آن جمع بودیم، تا عبارت ع ع را شنیدیم، شلیک خنده را سر دادیم؛ زیرا آن رند نابکار که شب نامه مزبور را می نوشته، از آن جا که حتما در جایی دیده بوده که در پایان برخی از نوشته ها در آیین بهائی عبارت ع ع ( امضای حضرت عبدالبها که مخفف دو کلمه "عبدالبها عباس" است ) به کار رفته، گمان نموده که بهائیان در پایان تمام نوشته های خود چنین عبارتی به کار می برند و به همین سادگی نشان داده بود که یک دروغ پرداز تمام عیار است. چنین ترفندهایی در طول زمان مورد استفاده مخالفان آیین بهائی بوده و حتی در هر دو دوره پهلوی نیز شب نامه نویسی به نام بهائیان وجود داشته است که مورد بحث من نیست و در این جا تنها می خواهم خیلی مختصر در باره تاریخ نویسی مخالفان آیین بهائی در دوره اخیر و ارتباط سندهای ساواک و جامعه بهائی بنگارم.
برای کسی که تاریخ می خواند و می نویسد، "سند" تنها یک وسیله و ابزار برای کشف حقیقت است. منتها فرق است بین کسانی که در کار خواندن و بررسی اسناد خبره هستند و کسانی که محض تفنن مطلبی را می خوانند و می گذرند. کسانی که متخصص سند خوانی هستند، خود می دانند که تمام مطالب مندرج در یک سند الزاما درست و صحیح نیست. سندها فقط می توانند در ارتباط با گزارش ها، اسناد و گفته های دیگر اعتبار بیایند و یا این که اعتبار خود را از دست بدهند. چون بحث در باره اسناد ساواک است، توضیحی در این باره می دهم.
وقتی اسناد ساواک مطالعه می شود، می فهمیم که خبرچینانی که در سطح شهر پراکنده بودند، اطلاعات کسب شده را به دایره مربوطه در ساواک گزارش می دادند و البته خود ساواک نیز بر این نبود که تمام گزارش های واصله درست و قطعی است. در پای هر گزارش چند نفر دیگر از کارمندان مربوطه نظرات خود را می نگاشتند و در باره صحت و سقم آن گزارش اظهار نظر می نمودند. دلیل چنین کاری هم واضح است. اگر ساواک می خواست برای پروژه ای برنامه ریزی کند، باید مطمئن پیش می رفت و هزینه های لازم را به بهترین وجه علیه مخالفان حکومت پهلوی به کار می گرفت. اما در عین حال در چنین پروسه ای اتفاقات غیر واقعی زیادی ممکن بود بیفتد ( کما این که افتاد و با پیروزی انقلاب اسلامی، معلوم شد که بسیاری از خبرها و محاسبات ساواک اشتباه بوده است ):
الف) گاه خبرچین، خودش در واقعه حضور نداشت و خبر را به واسطه، از کسی دیگر دریافت می نمود. این احتمال وجود داشت که خبردهنده، خبر دروغ بدهد.
ب) خبرچین ممکن بود خودش نسبت به موضوعی سمپاتی داشته باشد و نخواهد که اطلاع واقعی بدهد و یا این که برای به راه انداختن پروژه جدید، خودش هم خبر دروغ بسازد.
ج) در ساواک بنا به شرایطی که حاکم بود، بعضا پرونده سازی و خبر سازی صورت می گرفت. بهترین مثال، "عکس عملیاتی" در باره آن واعظ بی آبرو (محمد تقی فلسفی) است. زمانی که محمد تقی فلسفی کم کم سنگ خود را از ساواک واکند و به طرف مخالفان حکومت پهلوی غش کرد، آنها از محمد تقی فلسفی عکسی درست کردند ( یا تهیه نمودند ) که همراه با خانمی عریان بود و آن عکس را در سطح کشور منتشر ساختند تا آبرویش را ببرند.
بنابراین تمام آن چه که در ساواک موجود بوده و هست، هیچ دلیلی ندارد که عین واقع باشد. درستی و نادرستی اسناد ساواک را باید با توجه به دیگر مطالب تاریخی، گزارش ها، اسناد و خاطرات افراد محک زد و البته این تعامل چند طرفه است. یعنی صحت هر مطلبی را باید با توجه به دیگر مطالب سنجید. مثلا یک آدم بیکاری در یک جایی نشسته است و خاطرات می نویسد و می گوید که عبدالحسین هژیر بهائی بوده است. این حرف لق و بی معنی نباید لقلقه دهان مورخان بشود ( که متأسفانه بعضا شده و هیچ بعید نیست که این شایعه در کشته شدن هژیر تأثیر مستقیم داشته است ). چگونه می توان به درستی چنین گزارشی پی برد؟ زیاد سخت نخواهد بود اگر گزارش های مختلف را در کنار هم بگذاریم و با هم بسنجیم. وقتی از جانب خود هژیر بخشنامه ضد بهائی صادر می شد و اسناد آن موجود است، چگونه کسی به خود اجازه می دهد که هژیر را بهائی بخواند؟! در باره ساواک نیز چنین است، وقتی در خود ساواک بارها و بارها بخشنامه ضد بهائی تنظیم شده و به وزارتخانه های مختلف ابلاغ گشته، وقتی ساواک حمایت کننده انجمن حجتیه بوده، وقتی ساواک رأسا شورش های ضد بهائی به راه می انداخته، به چه منطقی می توان راهبرد آیین بهائی را با راهبرد حکومت پهلوی یکسان دانست و بین این دو حوزه ای که کاملا متفاوت و متباین بوده اند، نسبت "این همانی" یا "هماهنگی" ایجاد کرد؟!
 
حالا با توجه به مطالبی که در بالا عرض شد، سندی از اسناد ساواک را بررسی می کنم که آقای اللهیاری به دست داده تا نشان بدهد که بهائیان در فعالیت های کج و معوج فرهنگی دوره پهلوی دست داشته اند. کسی که کارش تاریخ نویسی است، هر جمله یک سند را زیر ذره بین قرار می دهد:
" ساواك در گزارش مورخه 1350.2.18 خود می نویسد: جلسه ای با شركت 9 نفر از بهائیان ناحیه 15 شیراز در منزل آقای «فرهنگ آزادگان» و زیر نظر آقای لقمانی تشكیل گردید. بعد از قرائت نامه، «ولی اله لقمانی» در مورد ادیان جهان و آمار آنها و شهدای بهائیت سخن گفت. وی اضافه كرد آقایان بهائیان بهتر است بیشتر مطالعه نمایند و از روی حقیقت قضاوت كنند تا بفهمند معنی بهائیت كه امروز آزادی بیشتری دارند یعنی چه؟ در زمان قدیم احباء نمی توانستند بگویند ما بهائی هستیم و نمی توانستند تبلیغ كنند اگر هم مبارزه ای می نمودند فوراً آنها را می كشتند. لیكن اكنون آن تعصب ها كنار گذاشته شده است.
اكنون از آمریكا و لندن صریحاً دستور داریم در این مملكت مد لباس و یا ساختمان ها و بی حجابی را رونق دهیم كه مسلمانان نقاب از صورت خود بردارند به طوری كه من مطالبی در منزل آقای معتمد قرائت كردم و تمام دختران و پسران بهائی خوشحال شدند. در ایران و كشورهای مسلمان دیگر هر چه بتوانید با پیروی از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین [علیه السلام] فاتح دنیا بود و علی [علیه السلام] غالب دنیا. البته بهائیان هم تصدیق دارند، ولی نه برای قرن اتم. اتمی كه به دست بهائیان درست می شود. اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته می شود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین می روند و دنیای حضرت بهاءالله رونق می گیرد ".
اولا: 9 نفر از بهائیان در جایی جمع شده اند و جلسه ای تشکیل داده اند. این موضوعی نیست که بتوان تکذیب کرد، چون همیشه بهائیان جلسه تشکیل داده و می دهند. منتها نکته ای که باید در آن دقت کرد این است که ظاهرا یکی از اعضای این جلسه بهائی نبوده و خود را در جلسه به عنوان بهائی جا زده و خبر ( که هنوز درستی و نادرستی آن را بررسی نکرده ام ) از طریق آن شخص به گوش ساواک رسیده است و از کجا معلوم که در راه انتقال خبر، یکی دروغ نگفته باشد؟
ثانیا: این سند اگر درست باشد، نشان می دهد که ساواک در باره فعالیت بهائیان شیراز حساس بوده و یک نفر جاسوس به میان بهائیان فرستاده که می توانسته خبرچینی کند و خود این موضوع دقیقا نشان می دهد که جامعه بهائی با ساواک نسبتی نداشته است و گر نه جاسوس به میان بهائیان فرستادن به چه معنا است؟ حرف هایی که مخالفان آیین بهائی در باره بهائیان و ساواک می زنند، مثل این می ماند که بگویند رییس هیأت دولت یک جاسوسی به میان کابینه فرستاده تا ببیند که در آن جا چه می گویند! من در مقاله "تعامل نظام دادگستری در ایران با جامعه بهائی"، پرونده ساواک شیراز را باز کردم و گوشه ای از آن را در ارتباط با قتل و غارت بهائیان شیراز در سال 1357 نشان دادم و خواننده محترم می تواند این دو سخن را در کنار هم بگذارد و بدون نیاز به داشتن هیچ گونه تخصصی، نتیجه گیری واقعی و منطقی را بنماید.
ثالثا: آقای لقمانی گفته است که ما قبلا نمی توانستیم تبلیغ کنیم و ما را می کشتند. این سخن تا حدی درست است چه که بهائیان تقریبا تا نیمه دوم دهه 1340 مرتبا مورد آزار و اذیت و قتل و غارت بودند و فشار بر جامعه بهائی طی هشت، نه سال آخر حکومت پهلوی کمتر شده بود. شرح مختصری از این موضوع را در مقاله "تعامل نظام دادگستری ..." آورده ام. این حرف را اگر بپذیریم، باید قبول کنیم که تا اواسط دهه 1340 بهائیان آزادی عمل نداشتند و کشته می شدند و این منافی با ادعاهای دیگر مخالفان آیین بهائی ( و از جمله همین آقای اللهیاری ) است که در باره آزادی عمل بهائیان در دوره رضاشاه و پهلوی دوم سخنسرایی می نمایند. همچنین این که لقمانی مزبور بهائیان را دعوت به مطالعه بیشتر نموده تا از روی حقیقت قضاوت کنند، چیزی نیست که قابل تکذیب باشد.
رابعا: من شخصا با محتوای پاراگراف اول این گزارش مشکل ندارم، اما کاملا مشخص است که پاراگراف دوم ساختگی است، چه که نه با واقعیات مطابقت دارد و نه با ادبیات آیین بهائی. اگر واقعا جلسه ای تشکیل شده و آقای لقمانی نیز سخنانی گفته باشد، پاراگراف دوم حاصل توهمات و یا دروغ پردازی های خبردهنده، خبرچین و یا سیاهبازی های خود دایره سوم ساواک است. مثلا در این جا آقای سندساز نوشته: در اسراییل به دست نوجوانان بهائی اسلحه ساخته می شود تا مسلمانان را از بین ببرند! واقعا چقدر باید یک سندساز خنگ و بی شعور باشد که نوجوان بهائی را که 11 تا 15 سال بیشتر ندارد، سازنده "اسلحه و مهمات" قلمداد کند! آن هم در کشور اسراییل که بهائیان حق سکونت ندارند و تنها کادر اداری تشکیلات جهانی بهائی در آن جا هست!
خامسا: در یک جلسه بهائی که یک جاسوس در آن هست تا جزییات را خبر بدهد، اعلام می شود که "ما از آمریکا و لندن صریحا دستور داریم". وقتی هیچ کس در این باره سؤالی نمی کند؛ این بدان معنا است که در آن جلسه از بهائیان کسی وجود ندارد و آنها همه جاسوس اند؛ زیرا کسی از بهائیان اعتراض ننموده که ما تا به حال از تشکیلات دستور می گرفتیم، چه شده که حالا از واشنگتن و لندن دستور می آید؟! این جا است که دروغ پرداز ما به دلیل ناآشنایی با ادبیات اداری بهائی، بند خود را آب می دهد و معلوم می سازد که در حال سندسازی و شایعه پراکنی است. نکته دیگری که نشان می دهد سندساز مزبور با ادبیات اداری بهائی آشنا نیست ، به کارگیری عبارت نامفهوم "قرائت نامه" در ابتدای سند است. در جلسات بهائی کسی نامه نمی خواند و معلوم نیست که منظور نویسنده سند از تخیلات خودش چه بوده است.
سادسا: هر بچه دبیرستانی می داند که "کشورهای مسلمان دیگر" اکثرا سنی مذهب هستند و اعتقادی به امام حسین و حضرت امیر ندارند. بنابراین سندساز مجهول از آن جا که حتما شیعه است و ذهنیت خود را روی کاغذ می آورد، حواسش نیست که برای خراب کردن چهره بهائیان چه بیربط هایی بر هم می بافد. ضمن این که بهائیان شیراز را چه ربطی به کشورهای مسلمان دیگر؟
سابعا: از آن جا که فامیلی لقمانی در میان بهائیان سروستان و نیریز موجود است، بنده پس از خواندن مقاله مزبور، به دو تن از بهائیان شیراز تلفن کردم، یکی سروستانی و یکی نیریزی. هر دو نفر که به حافظه آنها اطمینان دارم، گفتند که کسی به نام "ولی الله لقمانی" در 50 سال اخیر در شیراز نبوده است! گر چه از متن سند برمی آید که آقای لقمانی مزبور می بایست از بهائیان سرشناس باشد و این که دو نفر از معمرین بهائی چنین شخصی را نشناخته اند، خودش مسأله ای است؛ اما با این حال من به عنوان کسی که تاریخ می خوانم و می نگارم، سخن این دو بزرگوار را ملاک قطعی نمی گیرم، بلکه اگر شخصا به دنبال صحت و سقم سند مزبور بودم، بار سفر می بستم و به شیراز می رفتم تا تکلیف قضیه را معلوم سازم. بنابراین بنده به آقای اللهیاری پیشنهاد می کنم که یک مأموریت از روزنامه کیهان بگیرند و برای دو نفر بلیط بخرند تا من و او به همراهی یکدیگر به شیراز سفر کنیم تا شاید بتوانیم خانواده های لقمانی را بیابیم و ببینیم که سندساز ساواک ( یا شاید هم سندساز کیهان ) چه منظوری از این حرف ها داشته است.
ثامنا: گیریم که اصلا این سند تماما درست و صحیح است و یک بهائی در یک جایی چنین سخنان هجوی گفته است، این چه ربطی به دیگر بهائیان و یا آیین بهائی دارد؟ اگر یک مسلمان در آمریکا تفنگ بردارد و در حالی که در صندوق عقب ماشین پنهان شده، 11 نفر بیگناه را در خیابان های مختلف ترور کند تا رعب و وحشت بیافریند، آیا این کار ربط به همه مسلمانان دارد؟ اگر چند مسلمان خودشان را به برج های دو قلو بزنند، آیا باید ریخت سر همه مسلمانان و آنان را قتل عام کرد؟ در خود ایران الحمدلله مسلمانان هر کدامشان نظری در باره اسلام دارند، مگر نظرات هر کدامشان مطابق آیین اسلام است؟ هنوز چند ماه بیشتر نمی گذرد که در ایران خودمان یک کتاب منتشر شد که وزارت ارشاد مجوز چاپ صادر نمود ، اما مطالب آن در تضاد تام با اعتقاد رایج تشیع در باب مهدویت است! آیا آن آخوندی که کتاب مزبور را نوشته درست می گوید یا آن آخوندی که به نویسنده کتاب می گوید: روحانی فاسد؟!
در سندی که اقای اللهیاری به دست داده، مطالب پاراگراف دوم تماما معارض با تعالیم و احکام آیین بهائی است و پر واضح است که آن سخنان معیار سنجش آیین بهائی نمی تواند باشد. هر کس می خواهد بفهمد که آیین بهائی چه دارد و چه می گوید، باید بیاید آثار حضرت بهاءالله را بخواند و نه این که بگردد در یک جا یک بهائی پیدا کند که کمی کج رفته و آن را پیراهن عثمان کند.
 
حقیقت این است که تحقیق تاریخی کار آسانی نیست. کسی اگر بخواهد به دنبال حقیقت یک ماجرا بگردد، باید شرایطی را به جا بیاورد. اگر کسی در باره بهائیان 50 سال اخیر مطلب می نگارد، شرط انصاف این است که به بهائیان هم مراجعه کند و از آنان پرس و جو نماید. در کتابخانه نشستن و تاریخ برای بهائیان نوشتن، پروژه ای است که در باره دوره قاجار جواب می دهد و آقای اللهیاری باید توجه کند که دوره پهلوی که زیر گوش ما است، هنوز کاملا کتابخانه ای نشده که با وصله پینه چند جمله و پاراگراف بتوان متن تاریخی نوشت.
گذشته از مسائل فنی و کارشناسی، شخصا نیز در باره سندسازی فوق نظری دارم. در آن جا نوشته که از لندن به بهائیان دستور داده شده تا در باره تغییر وضع حجاب، لباس و ساختمان ها! تلاش کنند. از این بگذریم که سندساز مزبور حواسش نبوده که سند خود را در 1350 تنظیم نموده که بسیاری از زنان مسلمان خودشان با طوع و رغبت و بدون حجاب در خیابان ها رفت و آمد داشتند و هیچ نیازی نبود که بهائیان بخواهند در این باره فعالیت فرهنگی بکنند. اما وقتی متن فوق الذکر را خواندم به یاد فضل الله مهتدی افتادم و بر این نکته تأسف خوردم که چرا مخالفان آیین بهائی باید چشم های خود را بر واقعیات جامعه بربندند و برای خراب کردن چهره بهائیان به دروغ پراکنی آن هم از نوع تاریخی اش رو بیاورند؟ مهتدی که به تازگی خیلی ها نان او را می خورند و مدیونش می شوند، در یکی از آثارش نوشته است:
" من با مردم هیچ کیش و آیینی دشمنی ندارم [!] ولی با این گروه که به دروغ و از روی ریو خود را بهائی نامیده و من آنها را جهود می خوانم دلخوش ندارم، زیرا اینها در سایه این نام که مردم اینها را یهودی ندانند، کارهای زشت بسیار کرده اند که زیانش به همه مردم کشور رسیده است. گرانی خانه ها و بالا بردن بهای زمین ها و ساختن داروهای دغلی و دزدی و گرمی بازار ساره خواری [ = رشوه خواری ] و بردن نشانه های باستانی به بیرون از کشور و تبهکاری و ناپاکی و روایی بازار زشتکاری و فریب زنان ساده به کارهای ناهنجار، همه با دست این گروه است که از نام یهودی گریزان و به بهائی گری سرافرازند ".
 
اگر چه نمی دانم که چرا به نظر سند ساواک ساز، تغییر شکل ساختمان ها کار بدی بوده که سعی نموده آن را به گردن بهائیان بیاندازد!، اما اگر به فرض در دوره پهلوی چهار تا بهائی در باره تغییر لباس و حجاب فعالیت فرهنگی کرده اند، امروز که جمهوری اسلامی است، نقش بهائیان در این زمینه چیست؟ الحمدلله که 28 سال است بهائیان نه کار اداری دارند و نه در ارکان حکومتی رفت و آمد می کنند و نه تصمیم گیرنده مسایل فرهنگی اند، چه شده است که وضع حجاب در طهران در تابستان ها گاهی از بی حجابی دوره پهلوی بدتر است؟
اگر فضل الله مهتدی در کمال وقاحت می خواست گران شدن زمین، بازار سیاه دارو، رشوه خواری، خروج عتیقه جات باستانی و .... را به گردن بهائیان بیاندازد، آیا امروز گران شدن زمین، بازار ناصرخسرو، رشوه خواری، خروج آثار باستانی و .... تقصیر چه کسی است؟ همه می دانند که ما بهائیان دیگر قدرتی نداریم تا برای این کارها فعالیت بکنیم، پس چه کسی فعالیت های خرابکارانه می کند؟ اگر این آقای سندساز می خواهد مد لباس و بی حجابی دوره پهلوی را به بهائیان بچسباند، پس وضع فعلی را چگونه می خواهد تحلیل و بررسی کند؟
در چنین موقعیت های خطیری است که آتش سندسازی به جان مورخان ناجوانمرد می افتد و "نوستالژی تاریخ سازی" که در دوران پهلوی و قاجار نیز رواج داشت، تمام وجود آنان را فرا می گیرد تا خود را به خواب بزنند. کسی که دور و برش را کنار گذاشته و می خواهد برای دو لقمه نان به دیگران فحش و بد و بیراه بدهد، سخنانش چیزی بهتر از این چیزهایی که آقای احمد اللهیاری می نویسد، نمی شود. این بلای ژورنالیسم است که وقتی روزنامه نگاران و شاعران را به دایره تاریخ نویسی می کشاند، روش تاریخ نگاری خود را همان روش روزنامه نگاری و تخیلات بی انتها قرار می دهند. دقیقا همان کاری که مهمل نویس ترین تاریخ نگار معاصر، اسماعیل رایین انجام می داد.
البته هر کسی حق دارد در باره مواضیع مورد علاقه اش تحقیق کند و حاصل تلاش عمر گرانمایه را در اختیار دیگر محققان بگذارد. اما آقای اللهیاری با توجه به گذشته ای که دارد ، باید با احتیاط بیشتر قلم بزند. او زمانی نه چندان دور تعلق به گروهی داشت که مهم ترین کارش تحریف تاریخ و انداختن جوانان مردم به چاه ویل نادانی و بلاهت بود. این که ایشان خود را بدین صورت توجیه نمایند:
" تردیدی ندارم كه از نخستین روز انتشار این كتاب، كلیه مجریان و برنامه سازان تلویزیون های ماهواره ای خارج و یا روشنفكران گریخته از كشور علیه من موضع خواهند گرفت و ضمن ترور شخصیت، به نفی گذشته ام نیز خواهند پرداخت. اما من را دیگر از این موضع گیری های خصمانه هراسی نیست. زیرا به این یقین رسیده ام كه دشنام های آنان، موجب بخشایش گناهان من و نزدیكی بیشتر من به خداوند خواهد شد ".
دلیل آن نخواهد شد که مورخان، گذشته او را حذف کنند و به سادگی، به تمام سخنان او گوش فرادارند. آقای اللهیاری اگر می خواهند "افشاگری" کنند، بهتر است که در باره عملیات خارق العاده مارکسیستها که جان هزاران جوان بدبخت و بیگناه را فدای آمال خیالی خود کردند، بنویسند؛ نه در باره بهائیان که اگر به فرض، قبول کنیم که فعالیت های فرهنگی کرده اند، تنها چند نفر را به آیین بهائی نزدیک یا از اسلام دور نموده اند.
من شخصا به عنوان کسی که اعتقاد مذهبی دارم، بسیار از این بابت خوشحالم که ایشان لااقل به دامان اسلام بازگشته و دست از بی دینی و اهوای کودکانه مارکسیستی برداشته اند. اما جای سؤال این جا است که ایشان و امثال ایشان ( همچون رفیق! عبدالله شهبازی ) پس از آن که به دامان اسلام بازگشته اند ، چرا به زدن تهمت و افترا به بهائیان و یهودیان ادامه می دهند؟ این اشخاص اگر واقعا از دوران حماقت سوسیالیستی خود پشیمان شده اند، باید از مردم به خاطر ندانم کاری هایشان عذر خواهی کنند و سپس سکوت پیش گیرند و در گوشه ای به دعا و مناجات بپردازند تا خداوند از سر تقصیراتشان بگذرد، نه آن که خود را دوباره به اشتباهی دیگر مشغول دارند.
برادران مسلمان اهالی کیهان هم اگر گمان می کنند که این افراد را دل به حال اسلام و انقلاب سوخته است، در اشتباه به سر می برند. اینان نان کیهان را می خورند و در پنهان به ریش همه ما می خندند. حمله به بهائیان و یهودیان از ارکان تفکرات چپ اندر قیچی روشنفکری دوره پهلوی است. نمونه هایش بسیار است: فریدون آدمیت ، داریوش فروهر و .... و هزاران ناسیونالیست افراطی و یا مارکسیست آتش به جان گرفته و خام اندیش که گمان می کردند برای اعتلای ایران باید به آخوندها، یهودیان و بهائیان فحش داد! و حالا که قدرت در دست مذهبیون اسلامی است گمان می کنند که برای بخشایش گناهانشان باید به بهائیان و یهودیان تهمت بزنند!
از آن جا که نان به نرخ روز خوردن کار بسیار آسانی است، انقلاب که پیروز شد، بسیاری از این اشخاص خود را به زیر چتر قدرت مذهبی انداختند تا از جریانی که بوی بهائی ستیزی و یهودی ستیزی می داد، سوء استفاده کنند و آبی بر آتش اهوای خام اندیشی خود بریزند. اینان را مطلقا دل به حال اسلام نسوخته است. در تمام عالم هنوز اگر کسانی باشند که دل به حال اسلام و مسلمان بسوزانند، فقط بهائیان اند. لااقل ما را برای خود نگه دارید.
نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
ديدار اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي

حضرت آیت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، صبح امروز در ديدار اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي، فرهنگ را فضاي تنفسي جامعه خواندند و تأكيد كردند: آرمان اصلي ملت ايران رسيدن به جامعه اي رشيد، موحد، پرنشاط، پراميد، عدالت طلب، داراي اعتماد به نفس، پركار، پيشرو، پيشرفته، داراي توكل و برخوردار از روح ايثار و گذشت است و «فرهنگ» مهمترين عامل دستيابي به اين هدف والاست.

حضرت آيت الله خامنه اي، با اشاره به تأثيرگذاري عميق فرهنگ در ابعاد مختلف جامعه و كشور افزودند: فرهنگ عمومي علاوه بر رفتارهاي فردي و اجتماعي در تصميم سازيها و تصميم گيريهاي حكومتي نيز كاملاً مؤثر است و به همين علت بايد آن را به شكلي صحيح، تبيين و پيگيري كرد.

ايشان، اهداف عمومي ملت مسلمان و انقلابي ايران را مباني و معيارهاي دستيابي به جامعه آرماني برشمردند و افزودند: بايد ضمن پرهيز از بحثهاي صرفاً نظري و ذهني، به تطبيق وضع فرهنگي موجود با وضع مطلوب و آرماني پرداخت و با مشخص كردن عيبها و مشكلات و بررسي علل و عوامل آنها، به برنامه ريزي زمانبندي شده براي رفع مشكلات و دستيابي به اهداف و آرمانها، همت گماشت.

ايشان متذكر شدند: بايد فعاليتهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي زمينه ساز تحقق عدالت اجتماعي، رفتارهاي صحيح فردي و اجتماعي و دين باوري در جامعه و كشور شود.

حضرت آيت الله خامنه اي،افزايش نشاط كار و ابتكار، ارتقاء اعتماد به نفس فردي و ملي، افزايش اميد، مصرف صحيح و تقويت گرايش به كالاهاي ساخت داخلي، توجه بيشتر به نشانه ها و آثار «اسلامي، ايراني و انقلابي» در معماري عمومي كشور و افزايش خطرپذيري و شجاعت اقدام را از جمله اهداف مثبت فرهنگي خواندند و افزودند: زمينه دستيابي به اين اهداف در جامعه وجود دارد و تحقق آنها،مستلزم تبيين مهندسي فرهنگي، برنامه ريزي و تلاش بيشتر است.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ناكافي بودن كارهاي انجام شده در زمينه مهندسي فرهنگي، تأكيد كردند: بايد اين مسئله مهم را خيلي جدي تر گرفت.

ايشان با تشكر از تحرك و جديت شورايعالي انقلاب فرهنگي به ويژه رئيس جمهور و همچنين دبير اين شورا، در ايفاي وظايف حساس و سنگين اين نهاد، شورايعالي انقلاب فرهنگي را مجموعه اي از صاحبنظران و صاحب اختياران برشمردند و خاطرنشان كردند:فلسفه وجودي اين تركيب، برخورداري شورا از قدرت تصميم گيري و اجراست و اين تركيب منحصر به فرد مي تواند و بايد كشور و جامعه را در حركتي نظام مند و پيشرو، به سمت و سوي آرمانهاي مورد نظر به پيش ببرد.

حضرت آيت الله خامنه اي با انتقاد از نگاه نادرستي كه تصميم گيريهاي شورايعالي انقلاب فرهنگي را با اختيارات دستگاهها در تناقض مي داند افزودند: اين شورا، در فرازي بالاتر از مسئوليتها و وظايف دستگاههاي مختلف و با نگاه واقع¬بينانه و در عين حال آرمانگرايانه به فعاليتهاي همه دستگاهها، سمت و سوي واحد فرهنگي مي دهد و حركت هماهنگ سازمانها و دستگاهها را براي تحقق اهداف و آرمانهاي عمومي سازمان مي بخشد.

رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به جايگاه مهم و حساس شورايعالي انقلاب فرهنگي، مصوبات آن را براي همه دستگاهها، لازم الاجرا دانستند و افزودند: همانگونه كه امام راحل عظيم الشأن نيز تأكيد مي كردند مصوبات شورايعالي انقلاب فرهنگي لازم الاجراست كه البته براي تحقق اين مهم، بايد ساز و كار مشخصي تدوين شود.

رهبر انقلاب اسلامي، همچنين تقويت بيشتر عقبه كارشناسي شورايعالي انقلاب فرهنگي و تعامل بين اين شورا با نخبگان و كارشناسان حوزه و دانشگاه را مهم دانستند و برنامه ريزي براي تحقق موضوعات مطرح شده در اين ديدار را ضروري خواندند.

در ابتداي اين ديدار آقاي احمدي نژاد رئيس شورايعالي انقلاب فرهنگي اعلام كرد اين شورا، فرهنگ را روح حاكم و جهت گيري اصلي در تمام فعاليتها مي داند و در دوره جديد توانسته در فضاي عمومي جامعه، ادبيات انقلاب را حاكم و اميد، شجاعت، آرمانخواهي، همبستگي ملي، پيوستگي با نظام اسلامي را تقويت كند.

رئيس جمهور آماده كردن زمينه براي شكوفايي ذهنها، و حمايت و ارتباط گسترده با نخبگان جامعه را از ديگر اقدامات شورايعالي انقلاب فرهنگي برشمرد و افزود: اين شورا براي ايجاد و ترميم ساختارها و اصلاح محتواي تصميمات گامهاي خوبي برداشته است.

آقاي احمدي نژاد با اشاره به تنوع دستگاهها و نهادهاي فرهنگي، هماهنگي بيشتر اين دستگاهها را در اجرايي كردن سياستهاي كلان فرهنگي خواستار شد.

آقاي دكتر مخبر دبير شورايعالي انقلاب فرهنگي هم در گزارشي با اشاره به تشكيل شوراهاي تخصصي مهندسي فرهنگي، نقشه جامع علمي و تحول و نوسازي نظام آموزشي گفت: اين شوراهاي تخصصي با برگزاري مستمر و مداوم جلسات خود پيشرفت مناسبي داشته اند به طوريكه نقشه جامع علمي كشور در كمتر از يك سال آينده تهيه و تقديم خواهد شد.

دكتر مخبر به تعامل خوب شورا با حوزه هاي علميه و دانشگاهها براي ايجاد كرسيهاي آزادانديشي اشاره كرد و افزود: شورايعالي انقلاب فرهنگي گامهاي خوبي در زمينه توجه به فناوريهاي نوين ازجمله هوا و فضا، نانو و IT برداشته و ايجاد پايگاه استنادي علوم در ايران و جهان اسلام (ISC) را در دست بررسي و انجام دارد.

دبير شورايعالي انقلاب فرهنگي همچنين از بررسي ملاكهاي ارتقاي اساتيد دانشگاه با هدف بومي كردن علوم و ايجاد نهضت نرم افزاري خبر داد همچنين چند تن از اعضاي شورايعالي انقلاب فرهنگي در اين ديدار ديدگاههاي خود را درباره مسائل مختلف بيان كردند.

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
آخرین اخبار از دفتر رهبر مسلمانان جهان

دیدار فرمانده، معاونین و جمعی از کارکنان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی(1386/09/07)

حضرت آیت ­الله خامنه ­ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرمانده معاونین و جمعی از کارکنان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به ارتقای توانمندیهای این نیرو تصریح کردند : مهمترین پشتوانه نیروهای مسلح، ایمان به توانایی خود و توکل به خداست که طراحی و اجرای تاکتیکهای پیچیده نظامی در دوران هشت سال دفاع مقدس تنها نمونه ای از آن است و اکنون نیروی دریایی با این پشتوانه قوی به رشد و بالندگی خود ادامه می دهد.


فرمانده معظم کل قوا در این دیدار که در سالروز نیروی دریایی برگزار شد با گرامیداشت یاد و خاطره دریادلان ناوچه پیکان افزودند : امروز شما توانسته اید بسیاری از نیازهای روز نظامی خود را طراحی کنید و بسازید و با این اعتماد به نفسِ ارزشمند، از کشورهای دیگر بی نیاز شده ایم.


حضرت آیت الله خامنه ای همچنین بر ارزیابی مستمر و استراتژیک جایگاه نیروی دریایی تاکید کردند.

در ابتدای اين ديدار امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، گزارشی از پیشرفت و افزایش توان بازدارندگی این نیرو ارائه کرد.

مراسم همایش و رزمایش بسیجیان سراسر کشور(1386/09/05)

یش از 8 میلیون نفر از بسیجیان سرافراز، صبح امروز در بیش از 30 هزار نقطه در سراسر سرزمین پهناور ایران حماسه پرشکوه مقاومت و پایداری آفریدند و بخشهایی از آمادگی و قدرت بازدارندگی ملت بسیجی ایران را در دفاع از اسلام و انقلاب و ایران متجلی ساختند. کانون اصلی این رزمایش و همایش ملی، مراسم ویژه ای بود که با حضور حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا در تهران برگزار شد.

در ابتدای ورود رهبر انقلاب اسلامی به این مراسم که همزمان با تهران در 400 شهر و دهها هزار نقطه دیگر از ایران عزیز در حال برگزاری بود، سرود جمهوری اسلامی نواخته شد.

حضرت آیت الله خامنه ای سپس با حضور در مقابل یادمان شهیدان و قرائت فاتحه، از درگاه پروردگار کریم، علو درجات شهیدان حماسه ساز ملت مؤمن ایران را مسئلت کردند.

فرمانده کل قوا سپس از گردانهای عاشورا و الزهرا و یگانهای تخصصی بسیج که در مسیری یک کیلومتری، با نظم و آرایش خاص، مستقر شده بودند سان دیدند.


حضرت آیت الله خامنه ای در این مراسم در سخنانی که همزمان برای میلیون ها بسیجی در سراسر کشور پخش می شد، بسیج را همچون انقلاب اسلامی، از آیات الهی خواندند و خاطرنشان کردند: خصوصیات یگانه و ممتاز انقلاب پرشکوه ملت ایران، همچون مردمی بودن، عمق دینی، تکیه بر ایمان و معنویت، حضور در همه عرصه ها و میدانها، «نشاط و شادابی و تحرک» و سازش ناپذیری، در مجموعه بسیج نیز وجود دارد و به همین علت بسیج، همچون اصل انقلاب، جاودانه، ماندگار، فعال و اثربخش خواهد بود.

ایشان، بسیج را مانند انقلاب اسلامی، پدیده ای بی سابقه برشمردند و افزودند: اگرچه نیروی مقاومت به شکلهای گوناگون در کشورهای مختلف وجود داشته است اما جوهره و حقیقت بسیج، با اینگونه نیروها، کاملاً متفاوت است و به همین دلیل، بسیج در مفهوم واقعی، مجموعه ای یگانه و بی نظیر است.


فرمانده معظم کل قوا، با اشاره به ظهور معجزه آفرین بسیج در جنگ تحمیلی افزودند: همه قدرتهای بزرگ پشت سر رژیم متجاوز صدام قرار داشتند اما جوانان مؤمن و بسیجی ملت ایران، با تکیه بر خدا، و اعتماد به نفس، پیچیده ترین تاکتیکهای جنگی را در این نبرد نابرابر و دشوار، طراحی و اجرا کردند و معجزه هایی مانند عملیات فتح المبین و بیت المقدس به وجود آوردند که تحقق آنها جز به دست جوان مؤمن ایرانی، ممکن نبود.

حضرت آیت الله خامنه ای، «مردمی بودن» را از دیگر خصوصیات مشترک انقلاب اسلامی و بسیج دانستند و خاطرنشان کردند: بسیج در حماسه دفاع مقدس افتخارات فراوانی به دست آورد و در حال و آینده نیز اگر کشور نیاز نظامی پیدا کند، بسیج در صف مقدم دفاع و حماسه است اما «جنگ»، همه محتوای بسیج نیست و این شجره طیبه به علت برخورداری از خصوصیت «مردمی بودن» در همه عرصه های کشور جاری و تأثیرگذار است.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور بسیج در میدانهای سازندگی و کمک رسانی را یادآور شدند و افزودند: در عرصه های بسیار پیچیده، دقیق و حساس از جمله موضوع فناوری هسته ای و نیز تحقیقات بسیار پیشرفته مؤسسه رویان، جوانان متدین، مؤمن، مبتکر و سرشار از اعتماد به نفس حضور دارند که به علت همین خصوصیات، طبیعت و جنسشان بسیجی است و در واقع اینگونه مجموعه ها و این عناصر مردمی در هر عرصه و میدانی فعال باشند اجزای طبیعی و حقیقی بسیج به شمار می روند.

حضرت آیت الله خامنه ای، بسیج را همچون انقلاب اسلامی، مجموعه ای کاملا دینی و متکی بر ایمان و معنویت برشمردند و افزودند: بسیج مانند انقلاب، سیراب از معارف اسلامی و سلوک دینی است و همچون امام بزرگوار و عظیم الشأن از عمق جان خود، متشرع و مؤمن است.


فرمانده کل قوا، سازش ناپذیری با دشمن را از دیگر خصوصیات مشترک انقلاب اسلامی و بسیج خواندند.

ایشان با اشاره به انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی دشمنان در تمامی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تأکید کردند: انقلاب و امام در مقابل آن فشارها تسلیم نشدند و بسیج نیز هرگز در مقابل «فشارها، قواعد ظالمانه و جوسازیها» تسلیم نمی شود و یک قدم نیز به عقب نمی رود.

رهبر انقلاب اسلامی، بسیج را قالبی برای فعالیت «بهترین جوانان و عناصر کشور» در مسیر تحقق آرمانهای ملت بزرگ ایران دانستند و افزودند: هرکس به معنای حقیقی کلمه، از خصوصیات بسیج برخوردار باشد باید به بسیجی بودن خود افتخار کند.

حضرت آیت الله خامنه ای، نیروی بسیج را، نیروی عظیم ملت ایران خواندند و با توصیه به عناصر مؤمن، شاداب و مبتکر مجموعه بسیج برای افزایش کیفیت و گسترش تأثیرگذاری بر فضای عمومی جامعه، افزودند: همت و عشق و امید ما این است که مجموعه بسیج همه افراد ملت را دربر گیرد که به یاری پروردگار همینگونه خواهد بود.

ایشان، ایستادگی ملت در برابر فشارها و جوسازیها، وفاداری مردم به آرمانهای انقلاب و استمرار اهتزاز پرچم اسلام برفراز دستان قدرتمند ملت ایران را، مایه دلگرمی امت اسلامی و نشانه های پیروزی ملت بسیجی ایران بر دشمنان خواندند و افزودند: نظام اسلامی، به برکت خصوصیات ممتاز و مشترک انقلاب و بسیج، توانسته است در همه میدانها به پیش برود و دشمنان باید اعتراف کنند که در مقابل «نشاط، عزم، اراده و سربلندی ملت ایران» کم آورده اند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان در اجتماعات همزمان 8 میلیون بسیجی در سراسر کشور،به فعالیت امریکا برای برگزاری کنفرانس از قبل شکست خورده پاییزی اشاره کردند و افزودند: کنفرانس پاییزی همچنانکه همه می گویند و از نامش پیداست، «خزان زده و شکست خورده» است اما امریکایی ها تلاش می کنند برای جبران بخشی از شکستهای دولت جعلی و غاصب صهیونیست، این کنفرانس را به نتیجه ای برسانند که البته بیداری ملت فلسطین که با بیداری امت اسلامی و به ویژه ملت عظیم ایران، گره خورده است مانع تحقق مقاصد شوم دولت امریکا از برپایی این کنفرانس خواهد شد.


حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان تأکید کردند: شعارها، مواضع و ایستادگی ملت ایران در مسائل منطقه ای و جهانی تأثیرگذار است و این واقعیت نشانه پیشرفت روزافزون ملت به سمت آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی است.

در مراسم روز بسیج که همزمان با تهران در سراسر کشور نیز در حال برگزاری بود، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز ضمن خیرمقدم به رهبر معظم انقلاب، آمادگی ارتش 20 میلیونی بسیج را برای دفاع از آرمانهای ملت مؤمن ایران اعلام کرد.

سرلشکر جعفری تأکید کرد: فرزندان ملت بسیجی ایران، مفتخرند که با تکیه بر ایمان الهی از همه آمادگی های لازم برای دفاع از اسلام و انقلاب و ایران برخوردارند.

پس از خیرمقدم فرمانده کل سپاه پاسداران، بیش از 15 هزار بسیجی حاضر در میدان همزمان با 8 میلیون بسیجی در سراسر کشور، سرود ویژه ای اجرا کردند.

رزمایش و همایش 8 میلیون از فرزندان بسیجی ملت با رژه نیروهای حاضر در مراسم تهران از مقابل فرمانده کل قوا پایان یافت.

در این رژه که با نظم و انضباط خاصی برگزار شد، سلاح های جدید نیروهای بسیجی ازجمله سلاحهای دوش پرتاب به نمایش درآمد و چندین عملیات از جمله قدرت رهگیری پرنده های دشمن با استفاده از هواپیماهای سبک و فوق سبک، چتربازی و عملیات رزمی اجرا شد.

در مراسم امروز بیش از 8 میلیون بسیجی در قالب 2 هزار و 500 گردان عاشورا و الزهرا (س)، 28 هزار گروه رزمی کربلا و 228 هزار گروه و هسته مقاومت در سراسر کشور شرکت داشتند.

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
بدون شرح . . .
نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب
پیام به چهل و دومين نشست سالانه اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي پيامي خطاب به چهل و دومين نشست سالانه اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا صادر فرمودند.


متن پيام به اين شرح است:


بسم الله الرحمن الرحيم


دانشجويان گرامي:

اكنون كه چهل و دومين نشست سالانه خود را برگزار مي كنيد مايلم مراتب خرسندي خود را از اينگونه نشست ها كه اميد است منشأ خير و بركات زياد و موجب تقويت دوستي و صميميت بيشتر و اتخاذ تدابير و تصميم هاي ارزنده گردد ابراز دارم.


فرزندان عزيزم:

در شرايط كنوني كه بشريت سرخورده از مكتب ها و دسيسه ها در صدد يافتن راهي مطمئن به سوي معنويت و عدالت و عقلانيت است، ملت عزيز ايران به ويژه نسل جوان و دانشجوي آن با نشاط و بالندگي قله هاي علم و معرفت را يكي پس از ديگري فتح ميكند و دسيسه هاي دشمنان از جمله آپارتايد علمي كه از سوي سلطه گران جهاني تعقيب مي شود با عنايت الهي فقط موجب استحكام عزم و اراده آنان را فراهم كرده است.


اميدوارم شما جوانان برومند كه براي كسب دانش و تخصص دوري از وطن را تحمل و به اين هجرت علمي اقدام نموده ايد، با تمسك به سرچشمه زلال قرآن كريم و درسهاي حيات بخش نبوي و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين در كسب علم و خودسازي و جامعه سازي موفق گرديد.


از خداوند متعال براي شما فرزندان انديشمند و دين باورم توفيق روزافزون و براي امت اسلامي عزت و سرافرازي را مسئلت دارم.


سيدعلي خامنه اي

3/آذر ماه/1386

نوشته شده توسط بردیا در | | لینک به این مطلب

ترجمه قالب


Powered By
BLOGFA.COM