<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فضای داغ سیاسی</title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/</link>
<description>انتقاد و پیشنهادهایی برای بهتر شدن وضع دموکراسی در ایران برای آبادانی ایران عزیز</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 16:25:58 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آندره ژید ، اخلاق‌گرای شکاک </title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تبار شناسی تئوریک &quot;آندره ژید&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آندره ژید (۱۹۵۱ – ۱۸۶۹) یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات مدرن ۱۴۰ سال پیش به دنیا آمد. او در آثار خود با &quot;خدایان آسمانی و زمینی&quot; در افتاد و اخلاق شک‌گرای خود را به جای هنجارهای اخلاقی مسلط نشاند.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;آندره ژید در سراسر جهان (و از جمله در ایران) بیشتر با کتاب شاعرانه‌ی &quot;مائده‌های زمینی&quot; (۱۸۹۷) شناخته شده است. در این اثر نویسنده‌ی جوان به مخاطب خیالی خود اندرز می‌دهد که خود را از بند همه اندیشه‌ها و پیش‌داوری‌های ذهنی و تمام ارزش‌های اخلاقی رها کند و تنها از احساسات درونی و عواطف شخصی خود فرمان بگیرد، زیرا این تنها راه دستیابی به حقیقت است. می‌توان گفت که ژید تا پایان زندگی دشوار و پربارش به این رویکرد &quot;رمانتیک&quot; وفادار ماند.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;احساس (که برخاسته از جان و روان فردی است) با اندیشه (که دریچه‌ی ذهن به سوی دنیاست) تعارض دارد و فرآورد این ستیز در وجدان شخصی شکل می‌گیرد که برترین تجلی آن اخلاق فردی است. این اخلاق از نظر ژید با ‌هنجار‌ها و سنت‌های رایج اجتماعی که اخلاقیات مسلط را می‌سازند، در ستیز است.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;برای آندره ژید یگانه مرجع شایسته برای داوری درباره مناسبات انسانی، همین وجدان یا اخلاق فردی است، و نه اخلاق اجتماعی (یا مذهب مختار) که زاییده‌ی شرایط خاص و قراردادهای اجتماعی است.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;صداقت در برابر تعهد&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید تعهد یا مسئولیت اجتماعی را در پرتو همین دوگانگی درمی‌یابد. او تعهد را بیش از مقتضیات بیرونی آن در ترازوی &quot;اخلاق فردی&quot; خود می‌سنجد. از این رو در مورد ژید کلماتی مانند صمیمیت یا صداقت، از &quot;التزام&quot; و &quot;تعهد&quot; گویاتر است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; آندره ژید ( ۱۸۶۹ تا ۱۹۵۱) &lt;BR&gt;ژید هیچ مرجع معنوی یا حتی &quot;الهه الهام&quot; را به رسمیت نمی‌شناسد. احساس فردی غریزی (و چنانکه خود گفته است) &quot;حس حیوانی&quot; خود را بر تمام آیین‌ها و ارزش‌ها برتر می‌شمارد. او در برابر هنجارهای اخلاقی و آموزه‌های دینی نه تنها سر فرود نمی‌آورد، بلکه با نفرت آنها را طرد می‌کند، زیرا آنها را زنجیری بر فردیت خویش می‌بیند. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;فردگرایی ژید آیینی خودپسندانه و کام‌جویانه نیست، بلکه حربه اصلی او در پیکار با زشتی‌ها و پلیدی‌هاست. اخلاق شخصی ژید داوری بیرحم و سختگیر است که تنها از &quot;حقیقت&quot; فرمان می‌برد. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;توماس مان در مقاله‌ای در رثای ژید نوشت: «ژید با آرامش و آسایش روحی و فراغت خاطر کاری نداشت. برعکس، ناآرامی، شک‌گرایی خلاق و جستجوی دایمی بود که در طول زندگی او را هدایت می‌کرد».&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;آزادگی در زندگی و آزادی در آفرینش&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;تجارب گوناگون ژید در سبک‌ها و اسلوب‌های هنری گوناگون، بی‌گمان حاصل رهایی اندیشه و احساس اوست. در کارنامه‌ی پربار او، در قالب‌های متنوع داستان و شعر و نثر شاعرانه و نمایشنامه، می‌توان رگه‌های رمانتیسم، سمبولیسم، سوررئالیسم و رئالیسم را کنار هم دید.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید از آغاز فعالیت ادبی خود با انتشار آثاری مانند &quot;اخلاق‌ستیز&quot; و &quot;دخمه‌های واتیکان&quot; نگرانی و خشم متولیان &quot;اخلاق و عفت عمومی&quot; را برانگیخت. در پاسخ به دشنام‌های سنت‌گرایان در سال ۱۹۲۴ کتاب کوریدون را (که سالها پیش نوشته و در نسخه‌های معدود پخش کرده بود) منتشر کرد. ژید در این اثر که حدیث نفسی برخاسته از زندگی خود اوست، گزارشی مشروح و جسورانه از همجنس‌گرایی ارائه داده است. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;افشای استعمار&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;آندره ژید در سال ۱۹۲۵ به آفریقا سفر کرد و در مستعمره‌های آن روز فرانسه به سیر و سیاحت پرداخت. او با دو کتاب رسواکننده به فرانسه برگشت: &quot;سفر به کنگو&quot; و &quot;بازگشت از چاد&quot;. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;با این دو کتاب ژید مبارزه‌ی اخلاقی و فردی با فرهنگ بورژوایی را به عرصه سیاست گسترش داد. او با افشای جنایات استعمارگران فرانسوی در آفریقا، نشان داد که بورژوازی ریاکار و عوامفریبی که او را به &quot;فساد اخلاقی&quot; متهم می‌کند، خود اصول اولیۀ انسانی را زیر پا گذاشته است. گزارش انتقادی ژید در روشن ساختن افکار عمومی درباره عملکرد ظالمانه‌ی استعمار نقش مهمی ایفا کرد.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;کمونیسم، رؤیای زیبا&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید در سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۶ به کمونیسم دل بست و به عضویت حزب کمونیست فرانسه در آمد. این اقدام ژید، اعتبار فراوانی برای حزب به همراه آورد. روشنفکران فرانسوی با دفاع از اتحاد شوروی (سابق) که در خطر حمله فاشیسم به سر می‌برد، در بیرون کشیدن &quot;نخستین کشور پرولتاریای جهان&quot; از انزوای سیاسی نقش تاریخی مهمی ایفا کردند.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید در جامعه سوسیالیستی شکوفایی آرزوهای خود را می‌دید که می‌توانست به &quot;محدودیت‌های اجتماعی و سازش‌های فردی&quot; پایان دهد و با استقرار برابری &quot;سعادت فردی&quot; را قوام بخشد. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید در سال ۱۹۳۱ در ستایش از دستاوردهای اتحاد شوروی چنین نوشت: «دلم می‌خواهد آنقدر زنده بمانم تا شکوفایی این حرکت پرشکوه را ببینم. پیروزی این جنبش را از صمیم قلب آرزو می‌کنم و آماده‌ام هر کاری به خاطر آن انجام دهم. می‌خواهم ببینم که یک دولت بدون دین، یک جامعه بدون خانواده تا کجا اوج می‌گیرد. دین و خانواده دو آفت بزرگ بشریت هستند».&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;شکست آرمان‌ها&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید در تابستان ۱۹۳۶ به دعوت &quot;اتحادیه نویسندگان اتحاد شوروی&quot; به خطه &quot;انقلاب اکتبر&quot; سفر کرد و شش هفته با کنجکاوی به هر گوشه‌ای سر کشید، و حتی از جریان &quot;محاکمه‌های فرمایشی&quot; که جلادان استالین علیه ناراضیان به راه انداخته بودند، سر در آورد.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید پس از بازگشت به فرانسه مشاهدات خود را با انتقاداتی ملایم در کتاب &quot;بازگشت از شوروی&quot; منتشر کرد. این کتاب سیل فحش و ناسزای مطبوعات چپ را به سوی او سرازیر کرد. در پاسخ به آنها بود که ژید کتاب دیگری منتشر کرد به نام &quot;تنقیح بازگشت از شوروی&quot;. در این کتاب انتقادات او اساسی‌تر و لحن او تندتر بود.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید در پس تمام کاستی‌ها و نابسامانی‌ها &quot;کمونیسم روسی&quot; با ژرف‌بینی شکل‌گیری یک نظام خودکامه را می‌بیند. او به روشنی نشان می‌دهد که رؤیاهای پرشکوه انقلاب اکتبر به مشتی دروغ وقیحانه بدل شده است. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;از نظر ژید پلیدترین جنبه نظام شوروی، همگن‌سازی و یکسان‌گردانی افراد جامعه بود. ترور فردیت و حذف افراد &quot;ناجور و متفاوت&quot; نمی‌توانست از دید ژید که به ویژه در اینجا شامه تیزی داشت، پنهان بماند. او توضیح می‌دهد: «در شوروی همه چیز یک بار برای همیشه تعریف شده است. افکار مردم را چنان ماهرانه دستکاری کرده‌اند که این همسانی به نظر آنها طبیعی جلوه می‌کند... هر روز صبح روزنامه پراودا هرآنچه که ارزش دانستن داشته باشد را به آنها می‌آموزد. همه باید یک جور فکر کنند، و اگر کسی جور دیگری فکر کرد عاقبت بدی پیدا می‌کند!»&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;فریب و تقلب از نظر ژید یک ضعف اساسی بود که نمی‌توانست بر نظام شوروی ببخشد. می‌نویسد: «انتقاد من به شوروی این نیست که چرا پیشرفت نکرده، بلکه این است که چرا راجع به وضعیت خود به ما و تمام دنیا دروغ گفته است».&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;در پایان سال ۱۹۳۶ ژید از حزب کمونیست استعفا داد. پیش از کناره‌گیری از حزب نوشته بود: «هیچ حزبی نیست که من ناچار باشم آن را بر حقیقت ترجیح بدهم... من به حقیقت احساس وابستگی می‌کنم نه به یک حزب، و اگر حزبی حقیقت را ترک گفت، من هم فوری آن را ترک می‌کنم».&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ژید با بیرون آمدن از تعهد حزبی، تعهد قلبی و صمیمانه خود را به آرمانی اصیل‌تر نشان داد: &quot;رهایی انسان از بند همه خدایان آسمانی و زمینی&quot;.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;از آندره ژید کتاب‌های مائده‌های زمینی، سکه‌سازان، رذل، در تنگ، &quot;پرومته سست در زنجیر&quot; و &quot;بازگشت از شوروی&quot; به فارسی ترجمه شده است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;BR&gt;بردیا مهدوی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 16:25:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحلیلی بر نمایشگاه مطبوعات</title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-144.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; به نام خالق آزادی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بهم گفت : بردیا اگر رییس جمهور شدی به من چه منسبی میدی ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم : چی دوست داری ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت : چی فکر میکنی ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب میشناختمش ..... رحیاتش معلوم بود ..... گفتم : وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خندید و جواب داد : نه دیگه ارشادش رو بردار ، من فرهنگ خالی رو دوست دارم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم : باید ببینم چی میشه . برای این منصب آدم زیاد دارم و خیلیا بهم گفتن که میخوان وزیر ارشاد بشن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت : ولی من بهترینشونم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم : بگو ببینم اگه وزیر بشی برنامت چیه ؟ چی کار میکنی ؟اصلا تو واسه چی میخوای وزیر فرهنگ بشی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با لحن شیرینی گفت : میخوام به مطبوعات و مجلات آزادی کامل بدم . مطبوعاتی آزادِ آزاد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما .... ام اون نمیدونست .........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واقعا آزادی کامل مطبوعات یعنی چه ؟ آیا در یک جامعه امکان دارد که مطبوعاتی با آزادی مطلق موجود باشد ؟ آیا هیچ انسانی توانایی ایجاد مطبوعاتی کاملا آزاد را دارد ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این مطلب قصد دارم به اختصار به سوالات بالا پاسخ بگویم و معنی آزادی در مطبوعات را بیان کنم . البته شایان ذکر است که این مطلب تنها عقاید شخصی این حقیر میباشد و &lt;STRONG&gt;هیچ &lt;/STRONG&gt;ارزش دیگری ندارد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;موضع کلی :&lt;/STRONG&gt; در یک جامعه به هیچ وجه نمیتوان مطبوعاتی کاملا آزاد ایجاد کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;تشریح موضع : &lt;/STRONG&gt;هنگامی که دوست بنده ادعای ایجاد مطبوعاتی آزاد را کرد از وی پرسیدم مطبوعات کامل آزاد یعنی چه ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پاسخ چنین بود : مطبوعات کاملا آزاد یعنی مطبوعاتی که بتوانند &lt;STRONG&gt;هر&lt;/STRONG&gt; انتقادی میخواهند انجام دهند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما آیا واقعا چنین چیزی ممکن است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای رسیدن به پاسخ با مثالی در رابطه با شما آغاز میکنیم :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرض کنید روزی تمام دوستان و افرادی که شما میشناسید یا شما را میشناسند در مقابلتان حضور دارند . حال آیا شما حاضرین که آنان &lt;STRONG&gt;هر &lt;/STRONG&gt;انتقادی به شما بکنند ؟ و آیا حاضرید آنها با هر لحنی که مایلند با شما سخن بگویند ؟ آیا حاضرید صرف نظر از صحیح یا غلط  بودن انتقاد ، آن انتقاد را بپذیرید و تنها در جواب بگویید « شما درست میگویید » ؟ اصلا آیا میتوانیم صحیح یا غلط بودن یک انتقاد را تشخیص بدهیم ؟؟؟!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قطعا شما نمیتوانید چنین کاری را انجام بدهید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال به موضوع اصلی باز میگردیم در یک جامعه ، دولت به مثابه شخص شما و مطبوعات همچون آشنایان شما هستند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دولت هیچگاه نمیتواند هر حرفی را بشنود و هر انتقادی را بپذیرد . زیرا  دولتها برای شدت انتقاد چهارچوب‌هایی را قائل اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس میتوان نتیجه گرفت که هیچ جامعه ای با مطبوعات &lt;STRONG&gt;کاملا آزاد&lt;/STRONG&gt; وجود ندارد . زیرا هیچ انسانی فی الذات توانایی شنیدن هر نوع انتقادی را ندارد (اگر شما مدعی هستید که توانایی چنین کاری را دارید طی یک جلسه 30 دقیقه ای ثابت میکنم که ندارید)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما بحث مطبوعات آزاد و مطبوعات بسته یا سانسور شده مبحث دیگری است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متاسفانه در سالهای اخیر مطبوعات ما که در دولت قبل به حدودی از آزادی دست پیدا کرده بودند به طور ناگهانی به سمت خفقان حرکن داده شده‌اند(میتوان به تعطیل شدن مجله‌‌ها ، روزنامه‌ها و یا تغییر مدیریت در رادیوهایی همچون رادیو جوان اشاره کرد) به طوری که در سال گذشته جایزه بهترین نقد دولت به روزنامه کیهان که روزنامه‌ای کاملا وابسته به دولت و جناح راست است تعلق گرفت (با تشکر از عسل عزیز که این اطلاعات رو در اختیارم قرار داد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال دولت و جامعه باید بکوشند تا راه کارهایی را برای شکستن هرچه بیشتر چهارچوب‌های آزادی ارائه دهند و این امر میسر نمی‌شود جز با مواردی از قبیل :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-       افزایش درک دولت از انتقاد و فواید آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-       کاهش انتقادات بی‌دلیل مطبوعات و انتقادات بی‌پایه (البته در رابطه با انتقادات بی دلیل و بی پایه ، تعریف آن‌ و عوامل بوجود آمدن آن در مقاله ای دیگر سخن میگوییم)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-       تصحیح روش انتقاد توسط منتقدین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-       ارج نهادن به کلام منتقد بدون در نظر گرفتن وابستگی‌های سیاسی شخص منتقد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شایان ذکر است که موارد بالا همچون حلقه‌های یک زنجیر هستند و این به این معنااست که آزادی در مطلوعات میسر نمیگردد مگر با حرکت دولت و منتقدین و مطبوعات به سمت یکدیگر .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنده خود جزو منتقدین فعالیت‌های دولت هستم اما باید گفت که مشکلات در جامعه تنها به دلیل فعالیت‌های دولت نیست بلکه مردم ، مطبوعات ، رسانه‌ها و .... نیز در ایجاد مشکلات سهیم هستند ، گو اینکه انتخاب دولت به دست مردم است پس پایه تمام مشکلات انتخاب‌های اشتباه مردم می‌باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس بیایید به جای ایستادن در مقابل هم ، در کنار هم با انتقادهای سازنده جامعه ای در خور نام ایران بسازیم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 07:20:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=144</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-144.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحلیل دهه محرم و ایرانشناسی !!</title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-143.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اندر باب محرم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;امروز قصد دارم سخن در بابی بگویم که شاید بر مزاج خیلی ها خوش نیاید....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;شاید تفکر دوستانم را در مورد من تغییر بدهد لاکن باید بگویم.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;اینها حرف هایی است که بر سینه ام جای گرفته .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;از عاشورای حسین میخواهم بگویم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم به هیئت و تکیه نمیروم گر بروم هم برای دیدار با دوستان میروم .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در این هیئات کفر میگویند .....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم آهنگ گوش میدهم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;معتقدم که این آهنگ ها از کفر گویی و موسیقی های پر ضرب به ظاهر نوحه بهتر است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم برای حسین گریه نمیکنم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;زیرا معتقدم خود به گریه محتاج تریم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم برای حسین سینه نمیزنم.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;زیرا بر بدنم آسیب میرسانم ..... برای چه این کار را بکنم؟؟!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم از غذای هیئات نمیخورم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;زیرا این غذاها برای فخر فروشی است .... زیرا از من محتاج تر به این غذا در این ملک هست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم برای حسین غذا نمیدهم .... پول خرج نمیکنم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;زیرا در ایران مردمی هستند که به پول من محتاج تر از هم محلیان باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم راه حسین را در زمان کنون ادامه میدهم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم تلاش میکنم اسلام واقعی را بشناسم نه این اسلام آقایووون را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم تلاش میکنم تغییری هر چند کوچک در رفتارم ایجاد کنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم میکوشم که گامی از برای گرسنگان وطن بردارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم میکوشم گامی از برای آبادانی وطن بردارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم به مبارزه با استبداد بر میخیزم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم به دنبال مرگ با عزت میگردم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم حسین وار میجنگم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم محرم میشوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;در دهه محرم چه کارها میشود کرد ولی حیف که جوانان ما نمیکنند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 07:18:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=143</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-143.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا سازمان حج با سازمان گردشگري ادقام شد ؟ </title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=container cellSpacing=0 cellPadding=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;DIV id=content&gt;
&lt;DIV id=main&gt;
&lt;DIV id=posttitle&gt; به نام خدا&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=postbody&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اخبار شنیده ایم که سازمان حج و زیارت با سازمان میراث فرهنگی جهانگردی گردشگری و صنایع دستی ادقام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این تصمیم دولت بازخوردهای وسیعی در بین مراجع تقلید ، نمایندگان مجلس و برخی دیگر از سیاستمداران عالی رتبه مملکتی داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما نکته جالب و قابل تامل این بود که این افراد ادقام این دو سازمان را باعث کاهش اهمیت موضوعی چون حج میدانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این نوشتار قصد داریم از منظری دیگر به این اقدام دولت نگاهی خردمندانه داشته باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همانطور که می دانیم ایران یکی از ده کشور برتر دنیا از لحاظ جاذبه های انسانی - فرهنگی و دومین کشور دنیا از لحاظ جاذبه های طبیعی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایران میتواند با چنین منابع گران قدری به یکی از بزرگترین کشورهای جذب کننده گردشگر در دنیا تبدیل شود و در کنار کشورهایی چون فرانسه و ایتالیا و ترکیه در رتبه بندی جهانی در ده کشور اول قرار گیرد نه در رتبه 89 جهان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این که ایران در چنین جایگاهی قرار ندارد به عوامل فراوانی وابسته است که اهم آن ها عبارتند از :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1.       نداشتن یک استراتژی و ساختار ثابت و مشخص&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2.       تکیه دولت بر درآمدهای نفتی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.       نگاه اشتباه متولیان گردشگری به جایگاه این صنعت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.       ایجاد تصویری خشن از ایران در بستر جهانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5.       عدم وجود خدمات رفاهی مناسب برای گردشگران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6.       عدم وجود آموزش های عمومی مناسب در سطح جامعه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7.       عدم وجود تبلیغات مناسب و با کیفیت در صنعت گردشگری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از شاخه های نداشتن یک استراتژی و ساختار ثابت و مشخص، عدم وجود سازمانی تخصصی برای گردشگری است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بسیاری از کشورها، سازمان گردشگری تحت عنوان یک وزارتخانه فعالیت می کند اما در ایران ، نه تنها چنین وزارتخانه ای وجود ندارد، بلکه سازمانی که تحت عنوان گردشگری در ایران فعالیت میکند در طی سالهای پس از انقلاب ابتدا با سازمان میراث فرهنگی ، سپس با سازمان صنایع دستی ادقام گشت و امروز شاهد آن هستیم که این سازمان عریض و الطویل با سازمان حج و زیارت ادقام می شود تا گامی دیگر در جهت نابودی این صنعت ارزشمند در ایران برداشته شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال باید تفکر کرد که با وجود چنین اقداماتی در سطح مملکت آیا جایی برای پیشرفت صنایعی چون صنعت گردشگری در مملکت باقی می ماند ؟&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 07:15:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دستگیری کردان </title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>&lt;TD style=&quot;OVERFLOW: hidden; WHITE-SPACE: nowrap&quot; valign=&quot;top&quot;&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WHITE-SPACE: normal&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 14px; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: tahoma,new york,times,serif&quot; face=&quot;tahoma, new york, times, serif&quot; color=#000000 size=3&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینکه این مطلب در اینجا منتشر می شود،بدلیل اصرارم بر گمنامی است. اما کاش می شد نامم را پایش بگذارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حقیقتش را بگویم. زمانی که علی کردان در مجلس زمین خورد، در پوست خود نمی گنجیدم. احساسم این بود که از من دانشگاهی اعاده حیثیت شده است. فکر می کردم دیگر می توانم راحت درسم را بخوانم و یقین بدانم هر که از جنس کردان بخواهد اینگونه دانشگاه را لجن مال کند، به این عاقبت دچار خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کردان را زمین زدند و حیثیتش را بردند. بی آبرویش کردند. آنچنان که قالیباف گفت خانواده اش هم از او ناراحتند... اما امروز که حقایق بیشتر بر من روشن شده از شادمانی آنروزم متاسفم. نمی خواهم بگویم آن روز بصیرت نداشتم. خوشبین بودم. و امروز که دریافته ام «کردان» ها اگرچه بسیارند، اما آنچه که با کردان کردند، با آنها نمی کنند، برای مظلومیت کردان اشک می ریزم. بله! کردان ها فراوانند. نمونه اش میر حسین موسوی است که می تواند با مدرک فوق لیسانس معماری عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی تربیت مدرس شود و برای دانشجویان دکترا تدریس کند و نه آقای احمد توکلی در سایت خود لجن مالش کند و نه جناب علی مطهری احساس وظیفه کرده علیهش خطابه ایراد کند! اف بر شما!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کردان ها  در مقابل چشمانمان هم رشد می کنند و دوستان مصلحت اندیش چشم هایشان را روی آنها می بندند نمی خواهند بینندشان. همین الان که می نویسم، کردانی را می بینم که با مدرک دیپلم در رسانه ملی با عنوان دکتر حاضر می شود و ککش هم نمی گزد!  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باور کنیم که علی کردان رستگار شد. گناهش در جعل مدرک یا دروغ یا هر چیز دیگر هر اندازه بود، بی آبرویی در میان  70 میلیون انسان، کفاره کمی برایش نبود. آری! کردان رستگار شد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعدا نوشت :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن چیزی که امروز ذهن مرا به خود مشغول کرده است جنایتی است که عده ای در حق کردان مرتکب شدند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کردان جانی متقلب جاعل و هر چه که بود و حتی اگر مستحق اعدام نبایستی اینگونه بدون درنظر گرفته شدن اولیه ترین اصول اخلاقی به دار آویخته میشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسیاری در این قضیه آتش دوزخ را برای خود خریداری کردند که بزرگترین آن ها دوست قدیمی کردان یعنی علی لاریجانی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر من به جای لاریجانی باشم بقیه عمرم را به فکر توبه و یا جبران جنایاتی که در حق اخلاق انسانی و نه اسلامی مرتکب شدم می افتم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آقای لاریجانی !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینک کردان با مرگ دست و پنجه نرم می کند و شما سفرهای استانی خودتان را به کشورهای ریز و درشت ادامه می دهید ولی این را بدانید که حتی گوسفندی که می خواهند قربانی کنند قبل از این که چاقو برگلویش بگذارند آبش می دهند و شما این را نیز دریغ کردید و ابتدایی ترین اصول انسانی را از محکومتان!دریغ کردید !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آقای لاریجانی!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بدانید که قیامتی هست!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=20&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;TD width=&quot;80&quot;&gt;&lt;/TD&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 08:30:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میر حسین موسوی و پوپولیسم </title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=tabMessageViewerBody_headeri4_51258787441340&gt;
&lt;DIV id=0_messageHeaderDiv fontMedGray? fontT2 colorWhite&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;HR noShade colorK2?&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=cg_msg_content&gt;
&lt;STYLE type=text/css&gt;&lt;!--DIV {margin:0px;}--&gt;&lt;/STYLE&gt;

&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD background=http://mail.yimg.com/a/a/stationery/static/antiquepaper_t.jpg bgColor=#ffffff height=67&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;100%&quot; background=http://mail.yimg.com/a/a/stationery/static/antiquepaper_c.jpg bgColor=#ffffff height=100&gt;
&lt;TABLE&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=80&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;TABLE&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=15&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;A rel=nofollow name=32&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پوپولیسم یا توده گری به هر مقوله ای اطلاق می گردد که به شدت عامیانه باشد که نتیجه آن اصولاً باعث تحریک احساسات یک گروه و یا حتی یک جامعه می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر خلاف دموکراسی که یک حرکت جمعی بر مبنای حقوقی است ، در پوپولیسم این حرکت جمعی و توده ای در قالبی غیر حقوقی صورت می گیرد.این قالب ممکن است حرکتی غیر قانونی نظیر اعتراضات خیابانی و امثال مشابه آن است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با نگاهی اجمالی به حوادث پس از انتخابات و جریان شناسی آن می توان به راحتی رگه های این جریان را در کشور دید.اما ابتدا کمی به قبل از انتخابات برمی گردیم و نگاهی به ژست های انتخاباتی میر حسین موسوی می اندازیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پوپولیسم رکن اصلی ، برانگیختن احساسات توده مردم است که بر مبنای استفاده از نمادهای عامه پسند صورت می گیرد.نقش این نمادها که می تواند در قالب کلمات ، شخصیت های مطرح و محبوب و دیگر نمادهایی که غالب مردم در یک جامعه به آن اعتقاد دارند ، مانند نمادهای دینی ، ظاهر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میر حسین موسوی ابتدا با پارچه سبز که در جامعه ما نماد رنگ ائمه است وارد میدان شد.نمادی که می توانست احساسات گروهی از مردم که عرق و اعتقاد خاصی نسبت به این گونه نمادها دارند را برانگیزد و میر حسین را نزد آنان به مثابه فردی که می خواهد به عدل و شیوه حکومت داری ائمه بازگردد ، تصویر کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما میر حسین تنها به مانور دادن بر روی این دسته از مردم بسنده نکرد و با کلماتی چون آزادی بیان و اندیشه ، دموکراسی ، گفتگو با قدرتهای غربی از جمله آمریکا ، بی توجهی یا کم توجهی به فلسطین و لبنان که عموماً گروه های داخلی مخالف نظام و جوانانی که مخالف وضعیت انقلابی موجود بودند را مجذوب می کرد ، مسیر و توجه آنها را به سمت خود تغییر داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسوی با این نماد ها پا به عرصه رقابت گذاشت و تا حدودی موفق شد سنگر محکمی در میان این دسته از جامعه بنا بگذارد.میر حسین اما در انتخابات شکست سنگینی خورد و می دانست اگر نتیجه انتخابات را قبول کند ضمن اینکه از صحنه سیاسی حذف خواهد شد ، نمی توانست اهداف بلند پروازانه اربابان اپوزیسون خود در خارج کشور را به مرحله عمل و تکامل برساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به همین دلیل میر حسین ، با توجه به رای 13 میلیونی که پشتوانه مناسبی قلمداد می شد و نمادهای به شدت عامیانه و البته علم کردن دلیلی موجح برای طرفداران خود (تقلب در انتخابات) و علم به موضوع که طرفدارانش کورکورانه از وی حمایت می کنند ، زمینه را برای راه اندازی جریان پوپولیست مناسب دید و جمع بندی تمام دلایل فوق الذکر و نوشخوار کردن کورکورانه آنها توسط طرفدارن موسوی آغاز این جریان توده ای و غیر قانونی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این میان با تزریق منافقین مسلح توسط اپوزیسیون خارجی و دولت های غربی در میان این توده که مانند یک کاتالیزور عمل می کرد ، هرچه بیشتر به ملتهب کردن اوضاع می انجامید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شرایط در روزهای ابتدایی پس از انتخابات سخت به نظر می رسید ، اما با درایت رهبر معظم انقلاب و سخنرانی ایشان در آن نماز جمعه با شکوه به سرعت بخش بزرگی از این توده که همچنان خود را پایبند به نظام میدانستند از این تکه جدا شدند و به همین دلیل پایگاه عمومی خود را ازدست دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روند با فاصله گرفتن از انتخابات بسیار سرعت بخشید ، زیرا یکی از ویژگی های پوپولیسم که با تحریک احساسات عامه مردم حیات می گیرد این است که با گذر زمان و پی بردن به حقیقت و رنگ باختن ماهیت اصلی آن نمادها توسط آن توده که در ابتدا پیرو این جریان بوده اند ، این جریان نیز به همان نسبت مقبولیت خود را از دست می دهد که توخالی بودن هسته های فکری این مکتب عموماً دلیل اصلی کاهش اقبال عمومی جریانی است که بر اساس پوپولیست شکل گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به همین دلیل با گذر زمان ، در روز قدس شاهد کاهش چشمگیر طرفداران آن بودیم و در 13 آبان نیز تقریبا چیزی از آن باقی نمانده بود.آن جمعیت سبزی هم که در 13 آبان آمده بودند در واقع همان گروه های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که پس از &quot;الک&quot; شدن و جداشدن از عموم مردم ، باقی مانده اند که این گروه باقی مانده دیگر پس مانده های آن جریان پوپولیستی که بر مبنای احساسات عامیانه دست به تظاهرات می زدند ، نیستند ، زیرا آنها با عبور از میر حسین موسوی ، از جمله تمکین نکردن به بیانیه های موسوی مانند عدم اغتشاش در دانشگاهها  ، نشان دادند که این گروه باقی مانده تنها به فکر براندازی نظام هستند که عموماً چنین پس مانده هایی پس از جربانی که بر اساس پوپولیست شکل می گیرد ، وجود دارند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پایان ذکر این نکته ضروری است که پوپولیسم تنها به عنوان یک بازوی قدرتمند در حوادث پس از انتخابات برای غایت و هدف نهایی که همان انقلاب مخملی است ، عمل کرد.   &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 08:26:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کثرت گرایی ( پلورالیسم )</title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;تلاشهای بیهوده&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قبل از خواندن : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-      این نوشته و قبل و بعد آن در صدد ارائه تحلیل های جامعه شناسانه از وقایع قبل و بعد از انتخبات در ایران نیست ! پس خواهشا با چنین انتظاری خوانده نشود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-      هیچ یک مفاهیم به کار رفته در این نوشته بار ارزشی ندارند و صرفا سعی شده مفاهیم بار تخصصی و علمی خود را داشته باشند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-      در این نوشته سعی شده صرفا رویکرد تحلیلی توصیفی به کار برده شود پس خواهشمند است منتظر رویکرد انتقادی در این متن نباشید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-      برتراند راسل در تاریخ فلسفه ی خود هنگام بحث از تصویر سقراط از نگاه گزفنون و انتقاد از  تصویر گزفنونی از سقراط می نویسد که: (  نقل سفیه از قول عاقل هرگز دقیق نیست ! من به شدت علاقه مندم که نظریاتم توسط سرسخت ترین دشمنانم اما عقلای آن ها نقل شود ) نویسنده امیدوار است که فارغ از این که سرانجام در میانه ی این دعوا به کدام طرف خواهد پیوست در تقریر اندیشه های نظریه پردازان دو طرف مصداق سفیه نباشد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-      برخی از خوانندگان این نوشته ها با استناد به مواضع فردی خود بر نویسنده خرده می گیرند که دچار افراط و تفریط شده است ! از نگاه من چنین خرده گیری هایی عذر بد تر از گناه است و بیانگر آنست که چنین افرادی در هر دو طرف ماجرا به جریاناتی پیوسته اند که از عمق مبانی و اصول و در نهایت تبعات و الزامات آن ها بی اطلاعند ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-      نویسنده به وحدت تاکتیکی میان بعضی از گروه های مختلف در مبانی در هر دو سمت دعوا آگاه است ! اما وحدت تاکتیکی در هر دو سو اولا زمانمند است و با پایان دوره ی زمانی خود به نزاع تبدیل خواهد شد و ثانیا حکایت از دشمنان مشترک در مبانی و اصول دارد که نمونه ای از آن در نوشته ی زیر خواهد آمد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-      این متن به منظور ادای پاره ای از توضیحات و اصرار بر بیهوده خواندن تلاش هایی که در قسمت اول به آن ها اشاره شد به یاری خدا ادامه دارد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8-      منابع نویسنده در تحلیل و توصیف مبانی دو طرف  صرفا رسانه های رسمی نیستند . همین &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تلاش های بیهوده &lt;BR&gt;بخش  دوم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صاحبان &lt;A href=&quot;http://eynolqozat.persianblog.ir/post/139/&quot; target=_blank&gt;تلاش های بیهوده&lt;/A&gt; به دنبال ترسیم و تحقق فضایی هستند آمیخته از صلح و سازش و تعامل و گفت و گو ! فضایی که اختلاف ها به تنش و نزاع ختم نشود و اندیشه ها و تفکرات و جریانات گوناگون در کنار هم به نوعی هم زیستی مسالمت آمیز دست پیدا کنند ، تحقق  جامعه ای که کثرت را زینت می پندارد نه شینت ! جامعه ای که اختلاف را رحمت می داند نه لعنت ! تحقق فضای اجتماعی سیاسی که اختلافات فکری و مبنایی به خشونت های قهری ختم نمی شوند و هیچ جریانی به دنبال حذف و فنای جریان دیگر نیست ، تحقق جامعه ای که اندیشه ها  اقتدار و مقبولیت و کارآمدی خود را در همان ساحت اندیشه اثبات می کنند و به ابزار هایی از سنخ ابزار های در دست قدرتمندان  چشم ندارند ! صاحبان تلاش های بیهوده دغدغه هایی انسانی و اخلاقی دارند و در میانه ی این دعواها و ستیز ها و تنش های سخت بی تابانه مشتاق آشتی و مهر و محبتند . صاحبان تلاش های بیهوده به قصد میانجی گری وارد معرکه ها می شوند و بر خود تبعات این میانجی گری و بی طرفی را می پذیرند و خطرات و تهدید هایش را به جان می خرند ، جزاهم الله خیرا ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صاحبان تلاش های بیهوده اما یک نکته ی کوچک ولی کلیدی را مغفول داشته اند و آن اینکه قائل به اهداف و آرمان هایی از آن دست که در اول همین نوشتار از آن ها سخن به میان آمد خود طرف این دعواست نه میانجی آن ! آنچه که از آن سخن رفت بیان دیگری از کثرت گرایی ( پلورالیسم ) است و قائل به کثرت گرایی چه بخواهد و چه نخواهد به مبانی و ناموس اندیشه ای دین مداران ( انحصار گرایان ) حمله برده است و بر صورت آنان خش زده است و پنجه کشیده است . مثال صاحبان تلاش های بیهوده مثال آن کسی ست که به قصد آشتی و صلح وارد معرکه ای می شود اما پس از چند لحظه ی کوتاه خود با یکی از طرف های دعوا گلاویز می شود و علیه او می شورد و اینجاست که ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد ! شما بخوانید تلاش های بیهوده ! همین . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انواع کثرت گرایی ( پلورالیسم ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کثرت گرایی ( پلورالیسم ) انحاء و اقسام گوناگون دارد که در این متن به آن ها اشاره خواهد شد و سعی نویسنده بر آنست که نشان دهد چگونه قائل شدن به هر یک از اقسام کثرت گرایی ، انسان را به طرف دعوا تبدیل می کند و او را به نبرد با دین مداران قائل به انحصار گرایی می کشاند ! البته بسیار محتمل است که صاحبان تلاش های بیهوده به علت فعالیت تخصصی در حوزه هایی غیر از عرصه های فلسفی دقیقا ندانند که به کدام یک از انحاء کثرت گرایی معتقدند و یا حتی در پنهان به آمیزه ای از همه ی آن ها معتقد باشند اما این در ادعای نویسنده خللی وارد نمی کند ! انحصار گرایان هیچ گونه کثرت گرایی را بر نمی تابند و کثرت گرا هر قیافه ای که به خود بگیرد و با هر لحن و لهجه ای که به کارزار بیاید به دشمنی و ستیز با آنان آمده است . صریح بگویم که از نگاه دین مداران ( انحصار گرایان ) صاحبان تلاش های بیهوده همان گرگ داستان شنگول و منگول و حبّه ی انگور هستند که بر دست خود آرد می ریزند و تُن صدای خود را زنانه می کنند تا گرگی شان پنهان شود ! متاسفانه باید بگویم که من هم فارغ از این که در نهایت در کدام طرف این نزاع قرار بگیرم با انحصارگرایان هم سخنم و این تشبیه را می پذیرم ! می شود گرگ کثرت گرایی را با انواع و اقسام حیله ها بزک کرد تا بره های انحصار گرایی را فریب دهد و سرانجام در نهایت غفلت آن ها را بدرد و به نیش بکشد !راستی فریاد بزرگان دین مدارا( انحصار گرا ) را نمی شنوید که آهای ! هشیار باشید ! فریب گرگ در لباس میش را نخورید ! ....  باور کنید این فریاد آگاهانه ترین فریادی ست که با توجه به مبانی آنان شنیده می شود . باور کنید ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پلورالیسم معرفتی ( بنیادین ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کثرت گرایی معرفتی ریشه در نسبیت فهم و معرفت دارد ( به انواع و اقسام تقریرهایش ) کثرت گرایی معرفتی ( بنیادین ) بر این اصل استوار است که فهم یگانه حقیقی و مطلق – فهم واحد مطابق با واقع – یا اساسا بی معناست و متصور نیست و یا اینکه دست یابی به آن امکان پذیر نمی باشد ! بر پایه ی بعضی از تقریر های پلورالیسم بنیادین همه ی مدعیان معرفت تنها بهره ای از حقیقت دارند . برخی دیگر به تاثیر عوامل غیر معرفتی بر معرفت اصرار می ورزند و از این راه بر نسبیت فهم و معرفت استدلال می کنند . برخی رویکردهای هرمنوتیکی را پیشه ی خود می کنند و برخی بر ادعای خود استنادات تاریخی را گواه می آورند . پرداختن به این موضوع در رویه ای علمی هدف این نوشتار نیست و از عهده ی آن هم بر نمی آید . اما پلورالیسم بنیادین می تواند بهترین توجیه کننده ی کثرت گرایی دینی اجتماعی سیاسی و فرهنگی باشد . هنگامی که فهم مطلق و یگانه ای وجود نداشت از لحاظ معرفتی هم عرضی پیش می آید و هرکسی با این نهیب به خود که آنچه درک کرده است و به آن معتقد است همه ی حقیقت نیست و دیگران هم از حق و حقیقت بهره ای دارند به نوعی تواضع و احترام به دیگران می رسد و بنا را بر تحمل و تسامح می گذارد . در چنین فضایی کثرت گرایی هم رویه ای معرفتی ست و هم رویه ای اخلاقی و تربیتی . به گفته ی لسان الغیب ، حافظ شیراز &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه&lt;BR&gt;چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; با این مبناست که دموکراسی توجیه پیدا می کند و ازشاخه ی همین درخت است که جوانه ی لیبرالیزم معرفتی سر می زند . پلورالیسم معرفتی در ارتباط مستقیم با خطاپذیری ( fallibilism ) است و توجه انسان ها به خطاپذیری اندیشه ها و اعتقاداتشان آنان را از جزمیت و تعصب بر حذر می دارد و به خضوع در برابر هم می کشاند و آن ها را به گفت و گو دعوت می کند . تمامی تلاش های نواندیشان و روشنفکران معاصر ایرانی با صبغه ی معرفت شناسانه و غلبه ی گفتمان هرمونوتیکی – خصوصا هرمونوتیک گادامری –تلاش برای بومی کردن کثرت گرایی جان هیک ، کوشش های بسیار برای به رخ کشیدن قبض و بسط های تئوریک در شریعت و اموری از این دست ناظر به همین سخن است . نواندیشان دینی و روشنفکرانی که به برخی از آثار و رویکردهایشان اشاره شد عمیقا دریافته اند که تحقق آزادی ، مردم سالاری ، تسامح و تساهل ، دوری از خشونت های مذهبی و .... جز از پلورالیسم معرفتی ساخته نیست و هیچ یک از تلاش هایی که برای جمع میان انحصار گرایی معرفتی و آرمان های روشنفکرانه ای نظیر آزادی و مردم سالاری و مدارا انجام می شود راه به جایی نخواهند برد چه این انحصار گرایی دینی باشد چه غیر دینی ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پلورالیسم معرفتی مادر سکولاریسم است ! وقتی دین ( بسته به تقریر از کثرت گرایی می شود خواند قرائت دینی یا تجربه ی دینی و یا معرفت دینی ) تنها بهره ای از حقیقت دارد نه  مطلق و یگانه ی حقیقت را منطقا توجیهی برای اینکه بخواهد مدار و محور و حاکم بر همه ی امور دیگر قرار بگیرد ندارد . بر این مبنا دین به حیطه ی تخصصی خود یعنی معنویت یا عرفان و اخلاق بر می گردد و از تخت فرانهادی و سلطه ی بر سایر ساحت های بشری به پایین کشیده می شود و پایش در حد گلیم خودش کشیده می شود . نمی شود قائل به پلورالیسم معرفتی بود و از حکومت دینی دم زد ! شما بخوانید نمی شود قائل به پلورالیسم معرفتی بود و سکولار نبود ! البته با همین مبنا معقول است که بگوییم می شود پلورالیسم بنیادین را پذیرفت اما دین دار بود ، آن هم دین داری راستین و حقیقی  ( فکر می کنم با این توضیح مشخص می شود که چرا دراین نوشته  ، دین مداری را معادل انحصارگرایی قرار داده ایم نه دین داری را ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صاحبان تلاش های بیهوده می توانند کثرت گرایی خود را بر این شالوده استوار کنند و در جایگاه  خودش به دفاع از این مبنا برخیزند ، اما فقط و فقط حواسشان باشد که به محض چنین عملی به نبردی تمام عیار با دین مداران برخاسته اند و از جایگاه میانجی گری و بی طرفی به طرف دشمنی و نزاع کوچ کرده اند ! از نگاه انحصارگرایان قائل شدن به چنین مبنایی بزرگترین گناه معرفتی ست که یک فرد می تواند مرتکب شود . صاحب چنین اندیشه ای را از نگاه دین مداران می شود یک فاسق معرفتی نامید ! صاحب چنین مبنایی اگر آگاهانه آن را پذیرفته باشد و به تبعات منطقی آن آگاه و ملزم باشد در آستانه ی ارتداد و تکفیر و خروج از دین قرار دارد ! از نگاه دین مداران چنین مبنایی تیشه را بر ریشه ی دین می گذارد و همه ی مدعیات دینی را به چالش می کشاند ! از نگاه دین مداران ( انحصار گرایان ) تصور تؤمان داشتن چنین مبنای معرفتی و ادعای دین داری مسخره ترین و کاریکاتوری ترین حالتی ست که یک نفر می تواند به آن بگیرد ! از نگاه دین مداران چنین مبنایی سرانجام به کفر معرفتی ختم می شود و قائل به آن مصداق کافر معاند با خدا در همه ی آیات قرآن است . شاید اقتضائات سیاسی امنیتی تا کنون اجازه ی علنی شدن و رسانه ای شدن این سخنان را نمی داده و نمی دهد اما به هرحال دین مداران ( انحصارگرایان ) از ( ف ) چنین مبنایی چنین فرحزادی در می آورند ! و در چنین فرحزادی چه تصوری از صلح و آشتی و مسالمت و تسامح و مدارا متصور است خاصه آنکه میانجی این دعوا خود چنین ( ف ) یی در دل داشته باشد !!!؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پلورالیسم روشی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کثرت گرایی  روشی اما شیوه ی سیاستمداران است ! پلورالیسم روشی در نگاه اولیه با انحصار گرایی معرفتی الزاما تعارضی ندارد ! یعنی اساسا سیاستمدار به این حرف ها و بحث های انتزاعی توجهی ندارد ، سیاستمدار چه بسا انحصار گرایی دینی و معرفتی را امری بدیهی بداند و در اینکه دین حقیقی و صراط مستقیم و معرفت حقیقی یکتا و در دسترس است وحتی همینی ست که او به آن رسیده است و بدان ایمان می ورزد ذره ای شک و تردید روا ندارد . اما سیاستمدار پیش از آن که دغدغه ی دین داشته باشد دغدغه ی سیاست و مملکت داری دارد . سیاستمدار کارآزموده و عاقل در یک جامعه به دنبال ایجاد ثبات و آرامش و امنیت فراگیر به منظور پیشرفت آن جامعه است . سیاستمدار زیرک می داند که تصور اینکه همه ی اختلاف های فکری و عقیدتی و مبنایی در یک جامعه به نفع حقیقت انحصاری و یگانه کنار روند تصوری محال و ناشدنی ست . از همین رو سیاستمدار می داند اگر در روش قائل به حدی از پلورالیسم و کثرت گرایی نباشد و به تنوع ها و اختلاف عقیده ها وقعی ننهد و آن ها را محترم نشمارد و به آن ها اجازه ی فعالیت ندهد عرصه را بر خود تنگ نموده است و کار را برای تدبیر امور ملک دشوار نموده است و البته این تجربه ای ست که بسیاری از سیاستمداران از تاریخ آموخته اند . از این نگاه پلورالیسم روشی ، حافظ قدرت سیاستمداران و ضامن بقای آنان است و با همین توجیه به آنان توصیه می گردد (برای نمونه نگاه کنید به نامه ی اخیر عبدالکریم سروش به رهبر انقلاب اسلامی البته با تاکید بر آزادی به مثابه ی روش ) پلورالیسم روشی در ظاهر با انحصار گرایی دینی منافاتی ندارد و حتی می تواند و معقول است که در خدمت حکومت دینی و حاکم دینی هم در بیاید و اتفاقا ضامن بقا و توسعه ی قدرت و محبوبیت و نفوذ او باشد . حتی می شود به نمونه های بسیاری از این کثرت گرایی روشی در شیوه ی رهبران دینی سیاسی انقلاب اشاره کرد و با استناد به آن پلورالیسم روشی را پذیرفت ! پلورالیسم روشی به دلیل ماهیت سیاسی خود البته قابل کنترل است و بستگی دارد باد سیاست از کدامن سو بوزد و فراز و نشیب های امواج دریای سیاست اقتضای چه چیزی را داشته باشد . به همین دلیل شما در دوره ای شاهداعطای آزادی جریانات متکثر فرهنگی اندیشه ای اجتماعی  در جامعه از سوی مردان سیاست هستید و در دوره ای شاهد سیاست های تحدید کننده . باید دید سیاست چه چیزی را اقتضا می کند ! به عنوان نمونه این طبیعی و پذیرفته شده است که مردان سیاست در هنگام وقایعی همچون جنگ و یا  نا آرامی های داخلی و اموری از این دست فتیله ی کثرت گرایی روشی را پایین بکشند و در برهه هایی نظیر انتخابات و یا دوره های فشار اقتصادی سیاسی و همانند آن این فتیله را تا حد ممکن شعله ور سازند ! صاحبان تلاش های بیهوده می توانند کثرت گرایی توصیه ای خود را در همین قالب نهادینه کنند ( که ظاهرا برخی کرده اند و اینکه مدام تکرار می کنند که امور را بدست عقلا برگردانید یعنی زمام امور را بدست سیاستمدارانی این چنینی برگردانید ! ) اکثریت کسانی که امروزه به عنوان عقلا از سوی این افراد نامیده می شوند به دلیل همین اتخاذ روش پلورالیشتی در ساستمداری شان است ، از بزرگانی همچون جناب هاشمی رفسنجانی تا افرادی مانند دکتر ولایتی ، دکتر قالیباف ، دکتر رضایی و افرادی با همین منش و سلوک سیاسی که به کثرت گرایی کنترل شده به نفع سیاست معتقدند .(  نویسنده در این مقطع تردیدی بسیار جدی دارد که آیا می تواند نام مهندس موسوی را هم در زمره ی قائلین به همین پلورالیسم روشی به نفع سیاست ذکر کند یا نه ! ؟ از طرفی آنچه که از نزدیکان و اقربای ایشان می شنود دال بر این است که ایشان آدمی به شدت دینی و ایدئولوژیک و از لحاظ معرفتی انحصار گرا ست و از همین روست طعنه ها و کنایه های افرادی همچون دکتر سروش به ایشان در ایام انتخابات و از طرف دیگر هرچقدر که نویسنده بیانیه های ایشان را به عنوان سندهای رسمی منتسب به ایشان واکاوی و تحلیل می کند نمی داند که چگونه می شود جز با کثرت گرایی معرفتی این سخنان را توجیه کرد !؟ همین نکته درباره ی جناب کروبی بسیار پر رنگ تر و غلیظ تر صدق می کند ! ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پلورالیسم روشی اما در نگاه دین مداران یک ایراد بزرگ دارد ! و آن این که در پلورالیسم روشی سیاست جایگزین دین شده است !! و این جایگزینی خود سر آغاز نوعی سکولاریسم است !!! دین مداران انحصار گرا مدعی اند که در دین مداری ( حکومت دینی ) قرار بود که مهار سیاست به دست دین باشد نه مهار دین به دست سیاست ! دین مداران منطقا مجازند که این سوال را مطرح کنند که با عقیده ی به انحصار گرایی دینی و معرفتی چرا باید جریانی که خود را حق می داند و نماینده ی حقیقت به جریانی که در سمت و سوی باطل قرار دارد مجال بدهد و با او مسامحه بکند و از برخورد با او بپرهیزد !؟ دین مداران معتقدند فرمان چنین کاری نه در دست سیاست که باید در دست شریعت قرار بگیرد ! بله ! به عنوان مثال کافر ذمی  بنابر آنچه در فقه اسلامی آمده با پرداخت جزیه در حالت تحقیر شده می تواند در لوای جامعه ی اسلامی زندگی کند اما نمی تواند رسانه داشته باشد ! تبلیغ بکند و از آزادی بهره مند باشد ! در باره ی جریانات دینی انحرافی که حتی همین قدر هم از نگاه دین مدران پذیرفته نیست ! آن ها از مردان سیاست که ادعای همفکری با آنان را دارند این سوال را مطرح می کنند که به چه مجوز دینی و منطقی به جریانات و تفکراتی که مصداق عناوینی همچون کفر ، ارتداد ، التقاط ، نفاق ، شرک و ... هستند احترام می گذارید و با آن ها مماشات می کنید و حضورشان را در جامعه ی دینی و حتی حکومت دینی تحمل می کنید و به آن ها اجازه فعالیت و توسعه می دهید !؟ دین مداران ( انحصار گرایان ) زیرکانه آگاهند که پلورالیسم روشی در نهایت به پلورالیسم معرفتی ختم خواهد شد چرا که سیاست را بر تر از دین گرفته است ! دین مداران به شدت با سیاست مدارانی این چنین مشکل دارند و آن ها را با انواع و اقسام لقب ها و طعنه ها و کنایه ها صدا می زنند ! تنها جایی که دین مداران با صاحب پلورالیسم روشی برخورد نرم تری دارند و در برابر آن طغیان نمی کنند جایی ست که این کثرت گرایی از سوی رهبر انقلاب اعمال شود ! دین مداران به دلیل علقه و دلبستگی شدید به رهبری انقلاب ، این گونه اعمال را به جبر زمانه و مظلومیتی همچون مظلومیت امیرالمؤمنین و سایر ائمه تعبیر می کنند و معتقدند رهبری انقلاب خار در چشم و استخوان در گلو و برای باقی ماندن اصل اسلام و انقلاب به چنین وضعیتی تن داده اند و اتفاقا در همین حال هم همه ی تقصیرات را متوجه سیاستمداران قائل به پلورالیسم روشی می دانند و معتقدند اگر این گونه افراد واداده و منفعل و ترسو و قدرت طلب به وظیفه ی خود عمل می کردند رهبری مجبور به چنین تصمیم گیری هایی نمی شد و به همین خاطر است که باید افرادی همچون جناب دکتر احمدی نژاد جایگزین دیگر رجال سیاسی شوند !( دکتر احمدی نژاد مصداق سیاستمداری ست که خود از دل همین روش های کثرت گرایانه به سیاست و قدرت رسیده است اما در عمل هیچ اعتقادی به کثرت گرایی روشی ندارد و آن را مایه تاسف و نشانه ی وادادگی و ضعف و انفعال می داند ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال پلورالیسم روشی شیوه ی مردان سیاست است و مستلزم لیبرالیزم روشی و آغاز گر نوعی سکولاریسم خفی که دین ابزار سیاست می شود همانگونه که لیبرالیزم و پلورالیزم ابزار دست سیاست مدار هستند . همه ی این ها ورق هایی هستند که در دست قماربازان قهّار سیاست قرار دارند و این اوست که تعیین می کند که در کدام وضعیت کدام ورق را رو کند ! دین را !؟ لیبرالیزم را !؟ یا حتی خشونت را !  اما از  بزگواران و عالمان دینی و دین مدار که دغدغه ی سیاست ندارند که بخواهند بادسنج سیاست در اتاق خود بگذارند و مدام به دما سنج تنش و محبوبیت نگاه بکنند هم آیا می شود چنین انتظاری دشت !؟ عالم دین مدار بی خیال همه ی دغدغه های سیاست مردان زمزمه می کند : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار &lt;BR&gt;کار ملک است آن که تدبیر و تأمّل بایدش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; قائلین به پلورالیسم روشی به نوعی در یک جنگ نرم با دین مداران به سر می برند که آتش زیر خاکستر است ، در حال حاضر هر دوی این ها دشمنان مشترک دارند اما دیر یا زود خاکستر ها را باد خواهد برد و تفاوت در مبانی این دو گروه بر هم آشکار می شود و نبردی دوباره آغاز می شود . همانگونه که خاکستر های آقای هاشمی و موسوی و کروبی و دیگران را پس از سال ها باد برد و آتش اختلاف در مبانی و رویکردها بر همگان علنی شد دیر نیست که خاکستر بقیه ی حضرات سیاست مدار را هم باد ببرد ! پلورالیسم روشی اگرچه در لباس دینی اما جوهره ی سکولار دارد و دین مداران این را به خوبی درک می کنند و با صاحبان آن برخورد خواهند کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پلورالیسم دینی شده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جمع بین انحصار گرایی دینی و معرفتی و کثرت گرایی تنها دغدغه و شیوه ی سیاست مداران نیست ! بسیارند دین دارانی که آن ها هم دغدغه ی چنین جمعی را در دل و رؤیای تحقق جامعه ای آرمانی از آن دست که یادش در آغاز همین نوشته ذکر شد را در سر دارند ، این گروه از دین داران به لحاظ معرفتی انحصار گرا هستند اما در جمع میان انحصار گرایی و کثرت گرایی معتقدند که اتفاقا آموزه ها کثرت گرایانه ( پلورالیستی ) از خود متن دین استخراج می شوند و خود دین به آن ها احترام می گذارد و آن را اصیل می شمرد ! این گروه از دین داران در حقیقت میان یک گزاره ی معرفت شناسانه و یک گزاره ی اخلاقی تمایز قائلند و معتقدند عقیده ی معرفت شناسانه به انحصارگرایی جواز برخوردهای محدود کننده با دیگر تفکرات و جریانات فکری فرهنگی اجتماعی و سیاسی نیست و بر این عدم جواز به سنت های دینی و سیره ی اولیای دین و پیشوایان معصوم و زبدگانی از علما استناد می کنند ! این گروه از دین داران معتقدند که اساسا دین داری حقیقی و ایمان راستین هنگامی محقق خواهد شد که انسان در میان کثرت های گوناگون ، عارفانه و عاشقانه دین داری را انتخاب کند و در این انتخاب از آزادی مطلق بهره مند باشد ، از این نگاه دین آزادانه ترین انتخابی ست که آدمی در طول حیات خویش می تواند تجربه بکند و در این انتخاب هرگونه به کار بردن زور و یا اعمال قهر آمیز و خشونت و اجبار با ذات دین داری در تنافی ست . این گروه از دین داران معتقدند که دین با کثرت های بیرونی ( اختلاف و تکثر در اصل دین ) مدارا می کند و به کثرت های درونی ( اختلافات درون دینی ) احترام می گذارد و با شعار اختلاف امّتی رحمة در مقابل آن ها آغوش باز می کند . این گروه از دین مداران معتقدند باید اصل را بر محبت و مدارا قرار داد چرا که از بهار محبت است که خارها گل می شود و دل ها متمایل به دین می گردند ، این گروه از دین دران برآنند که پیامبر هم اگر توفیقی در نشر و گسترش دین داشت از همین راه بود و آیاتی از قرآن کریم و روایاتی از معصومین – علیهم السلام – را گواه بر این مطلب می آورند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این گروه از دین داران حتی به نوعی از حکومت دینی هم قائلند ! حکومت دینی که بتواند از دین وجهه ای انسان دوستانه و بشری و کارآمد به نمایش بگذارد ، حکومت دینی که بتواند بر قلب ها حکومت بکند ، حکومت دینی که بر خلاف همه ی تجربه های تاریخ از حکومت دین داران به روش های افراطی و محدود کننده و تفتیش عقاید و برخوردهای قهری با مخالفان خود دست نزند ، حکومت دینی که مدارا و گفت و گو را سرلوحه ی کار خود قرار دهد ، حکومت دینی که در برخی احکام خشن و قهری دین که موجب تنفر دل ها و رویگردانی انسان ها از دین می شود به نفع خود دین بازنگری بکند ، حکومت دینی که در عمل اثبات کند راه نجات و رستگاری و سعادت انسان ها از دین داری می گذرد ، حکومت دینی که از خود بزرگ منشی و کرامتی نشان می دهد که در لوای خود سرسخت ترین مخالفان دین هم اجازه ی فعالیت و زیست انسانی دارند ، حکومت دینی که اعمال شرعی را بر مردم اجبار نمی کند بلکه در این امر رویه های تربیتی و اقناعی در پیش می گیرد ، در این حکومت دینی حجاب اجباری نیست ! در این حکومت دینی کسی به خاطر اعتقاداتش به زندان نمی رود ! در این حکومت دینی آزادی بیان در حد اعلا متصور است ، در این حکومت دینی کسی سنگسار نمی شود ! در این حکومت دینی کسی به جرم ارتداد بر سر دار نمی رود ! در این حکومت دینی دست دزد از بدن قطع نمی شود ! در این حکومت دینی مواجهه ی با دیگر کشورها و فرهنگ ها متفتوت می شود و گفت و گوی تمدن ها رخ می دهد ، در این حکومت دینی روحانیون از قدرت های بی حد و حصر و امتیازات فراوان بهره مند نیستند ، در این حکومت دینی انتقاد در همه ی سطوح پذیرفته شده است ، در این حکومت دینی به دستاوردهای بشری - بر اساس توصیه ی خود دین – توجه فراوان می شود و از همین رو منشورهایی همچون منشور حقوق بشر محترم شمرده می شود و .... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چنین تقریری از دین و دین مدارای و چنین جمعی میان انحصار گرایی و کثرت گرایی هم به شدت جذاب و انسانی ست و هم طرفداران و علاقه مندان فراوان دارد و نویسنده آگاه است که صاحبان تلاش های بیهوده میل شدیدی به اقامت در زیر این خیمه از دین و دین داری و دین مداری دارند ( برای نمونه نگاه بکنید به &lt;A href=&quot;http://www.mohsenhesam.blogfa.com/post-110.aspx&quot; target=_blank&gt;این&lt;/A&gt; و&lt;A href=&quot;http://www.mohsenhesam.blogfa.com/post-109.aspx&quot; target=_blank&gt; این &lt;/A&gt;) طرفداران چنین نظریه ای از آن جا که دل مشغولی های فراوان در ساحت هایی نظیر ادبیات ، هنر ،  فلسفه ، عرفان و اخلاق دارند بیشتر تفسیرهایی انسان محورانه و انسان دوستانه از دین ارائه می دهند ( شاید در تعبیر دقیق تر بشود گفت تفسیرهایی اگزیستانسیالیستی از دین ) و اگر از حکومت دینی هم دم می زنند و دفاع می کنند با چنین تفسیر و تصوری ست . نمونه ی بارز از داشتن چنین تفاسیر و دیدگاه هایی را می توان در جناب سید محمد خاتمی جستجو کرد و البته در میان بیانیه ها و گفته های جناب مهندس موسوی و جناب کروبی هم رگه هایی از این تفسیر به چشم می خورد ، لازم به ذکر است که در میان نسل جدید حوزویان و طلاب فاضل حوزه های علمیه نیز چنین سبک و سلوکی طرفداران فراوان دارد اگرچه این گروه بیشتر بر آنند تا در تقسیم بندی های سیاسی و مرز کشی های جناحی قرار نگیرند و به این رویه رنگ و بوی سیاسی ندهند و حتی تا آن جا که می توانند با نهان روشی  جریان های بنیاد گرایانه را تحت تأثیر خود قرار دهند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صاحبان تلاش های بیهوده می توانند چنین منزل گاهی را برای خود انتخاب کنند و از چنین منظری با دیگران سخن بگویند و دغدغه های اخلاقی دینی و انسانی خود را مطالبه کنند و از پرتو همین دیدگاه دم از آرامش و مصالحه و مدارا بزنند اما این نکته را هرگز از یاد نبرند که قائل به چنین دیدگاهی در خط مقدم نبرد با دین مداران ( انحصارگرایان ) قرار دارد و  اتفاقا از نگاه دین مداران چنین اندیشه و مبنایی از همه ی آن چه که تا کنون ذکر شده است خطرناک تر و مهلک تر و ضد دینی تر است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این که صاحبان چنین دیدگاهی چقدر می توانند در توجیه دیدگاه خود به موفقیت برسند و چقدر می توانند در شیوه ای قرینه گراینه بر مدعیات خود شواهدی دینی ارائه کنند و بالاتر از همه چقدر می توانند در برابر شواهد نقض کننده و خلاف ایستادگی نمایند حرف دیگری ست . این قدر هست که چنین تفکری خود آغاز کننده ی یک جنگ تمام عیار با قرائت رسمی از دین و دین مداری ست و آغاز کننده ی یک نبرد هیچ گاه میانجی آن نخواهد شد ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دین مداران معتقدند چنین تفکری با دینی کردن پلورالیسم  در حقیقت دین را تکه تکه کرده است و مصداق یؤمن ببعض و یکفر ببعض قرار گرفته است ! دین مداران معتقدند چنین تفکری مبنایی اومانیستی دارد و دین را برای بشر می داند نه بشر را برای دین ! دین مداران معتقدند که چنین تفکری ذات دین را سکولار کرده است ! ( این تعبیر البته در کلام اندیشمندان متمایل به جناح سبز هم به چشم می خورد ! برای نمونه جستجو کنید فقه سکولار از دیدگاه دکتر سعید حجاریان ) دین مداران معتقدند که دینی این چنین دینی وارونه و تقلبی ست و حکومت دینی که بر پایه ی چنین تفسیری از دین ارائه شود هم همینگونه است ( برای نمونه نگاه کنید به خطبه های نماز جمعه رهبر معظم انقلاب در ماه رمضان گذشته و صحبت از جمهوری اسلامی تقلبی ! ) از نگاه دین مداران در چنین تفسیری از دین روش های صحیح و مورد پذیرش دین در استنباط احکام و آموزه ها کنار گذاشته شده و با پیش فرض هایی غیر دینی و حتی ضد دینی ! به دین مراجعه شده است ! از نگاه دین مداران فقه و شریعت که محور دین هستند در این تفکر به حاشیه رانده شده اند و این به معنای مثله کردن دین است . قائلین به چنین تفکری از نگاه دین مداران گناهی نابخشودنی مرتکب شده اند و صریحا در زمره ی دشمنان قرار می گیرند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پایان راه های مسالمت آمیز &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رهبری انقلاب اسلامی در خطبه ای که در چند سطر پیش به آن اشاره شد با تقسیم بندی اختلافات و تکثرها به سه حیطه ی اختلاف در منافع ، اختلاف در سلایق و اختلاف در مبانی رویکرد فعلی نظام را در مواجهه با هریک از این شیوه ها تببین کردند . از نگاه ایشان تنها جایی که راه حل مسالمت آمیز متصور نبود حیطه ی اختلاف در مبانی ست . شما می توانید دقیقا همن نگاه را در اندیشمندان و نظریه پردازان جریان سبز هم جستجو کنید ( به شرطی که تنها منبع خبری تان رسانه ها نباشند  ) اندیشمندان جریان سبز هم همچون رهبری انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیده اند که در هنگام اختلاف  های بنیادین و مبنایی در سطحی که در طی این نوشته تقریر شد دیگر راه میانه و مسالمت آمیزی متصور نیست ! برای نویسنده کاملا توجیه شده است که چگونه یکی از برجسته ترین اندیشمندان و متفکران و روشنفکران متمایل به جریان سبز با وجود منش اخلاقی زبانزد عام و خاص صریحا اعلام کند که در تمامی تجمعات و آشوب های پس از انتخابات به همراه خانواده اش حضور داشته و پس از این هم حضور خواهد یافت چرا که به این نتیجه رسیده است که تمامی راه های مسالمت آمیز برای برخورد با انحصار گرایان به بن بست رسیده است ! و یا فرد دیگری از چهره های برجسته ی سیاسی همین جریان صریحا بیان کند که زدن پایه های  صندلی رهبری ( از طریق پلورالیسم روشی و حضور در مجلس ششم ) راه به جایی نبرده است باید رفت و خود پاها را قلم کرد !!! اعتراف به پایان راه های مسالمت آمیز از سوی بزرگان دو طرف نزاع اگرچه تلخ و ناگوار است اما گریز ناپذیر است ! مگر اینکه یک طرف پرچم سفید بالا ببرد و ....  باور کنید هیچ پرچم سفیدی برافراشته نخواهد شد و به این زودی ها هیچ تفکری تسلیم تفکر مقابل نخواهد شد و از مواضعش عقب نشینی نخواهد کرد ! انچه که برافراشته شده پرچم های سرخ و سیاه است که ...... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 08:41:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جمهوری سکوت /  برگرفته از  ژان پل سارتر</title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;FONT-WEIGHT: bolder&quot;&gt;&quot;ما هيچ وقت به اندازه دوران اشغال توسط آلمان‌ها آزاد نبوده‌ايم. ما همه حقوقمان و اولاً حق بيان را ازدست داده بوديم. هر روز، رو دررو، به ما توهين می‌شد و بايد سكوت می‌كرديم؛ ما را دسته دسته تبعيد می‌كردند، به نام كارگر، يهودی و زندانی سياسی؛ هر جايی، روِی ديوارها، در روزنامه‌ها و بر رو‌ی پرده سينما، آن تصوير بی‌روح و دل به هم‌زنی را می‌ديديم كه جباران می‌خواستند از خودمان به خوردمان بدهند و، به خاطر همه اين‌ها، ما آزاد بوديم.&quot;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%; FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آن جایی كه به نظر می‌رسید زهر نازی در ذهن ما رخنه كرده است، هر اندیشه صحیحی یك پیروزی به شمار می‌آمد؛ از آن جایی كه یك پلیس تمام عیار در پی آن بود كه ساكتمان نگه دارد، هر سخنی اعلام دوباره اصولمان محسوب می‌شد؛ از آن جایی كه ما را به دام انداخته بودند، هر حركت ما ارزش یك تعهد را می‌یافت. اوضاع و احوال غالباً دهشتناك مبارزه ما‌، نهایتاً این امكان را برایمان فراهم می‌آورد كه، بدون نقاب و بدون حجاب، آن وضعیت بی‌قرار كننده و تحمل ناپذیری را زندگی كنیم كه شرایط انسانی می‌خوانندش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تبعید، اسارت و علی‌الخصوص مرگ (كه از مواجهه با آن در دوران‌های خوش‌تر شانه خالی می‌كنیم) دغدغه دائمی ما می‌شد. می‌آموختیم كه این‌ها نه اتفاقات قابل اجتنابند و نه حتی تهدیدات همیشگی و ظاهری: این‌ها سهم ما، سرنوشت ما و اساسا واقعیت ما به مثابه انسان است؛ هر لحظه از زندگی‌مان تعبیر كامل این عبارت پیش پا افتاده بود: &quot;انسان فانی است&quot; و هر تصمیمی كه هریك از ما برای خود می‌گرفت تصمیمی معتبر به حساب می‌آمد چرا كه رو در روی مرگ گرفته می‌شد، چرا كه هر بار می‌توانست به صورت &quot;مرگ بهتر است تا...&quot; بیان شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: black 2px solid; BORDER-TOP: black 2px solid; BORDER-LEFT: black 2px solid; BORDER-BOTTOM: black 2px solid&quot; height=267 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.mowjcamp.org/files/file/65129&quot; width=400&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;EM&gt;چه‌گوارا، سارتر و سیمون دوبوار&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من در این جا روی سخنم آن دسته سرآمد از ما نیست كه در نهضت مقاومت بودند، بلكه همه آن فرانسویانی است كه در هر ساعت شبانه روز در این چهار سال گفتند نه! اما سبعیت دشمن هریك از ما را به منتهی الیه این طیف سوق داد و از خودمان سؤالاتی را پرسیدیم كه كسی از خود در زمان صلح نمی‌پرسد؛ هریك از آن‌هایی بین ما كه از جزئیات مقاومت اطلاع داشتند - و كدام فرانسوی دست كم یك بار در این موقعیت قرار نگرفته بود؟ - با اضطراب از خود می‌پرسیدند: &quot;آیا اگر شكنجه شوم، تاب می‌آورم؟&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به این ترتیب پایه‌ای‌ترین پرسش آزادی مطرح می‌شد و ما مشرف به ژ‍رفترین معرفتی بودیم كه انسان می‌تواند از خودش داشته باشد. چرا كه راز انسان عقده اودیپ یا عقده حقارت نیست، بلكه حد آزادی خویش است، توانایی وی در مقاومت در مقابل مصیبت و مرگ است. شرایط كوشش كسانی كه درگیر فعالیت‌های زیرزمینی بودند برایشان تجربه جدیدی فراهم آورد؛ آن‌ها مانند سربازان در روز روشن نمی‌جنگیدند. آن‌ها تنها به دام می‌افتادند و در تنهایی در بند می‌شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بی‌یار و یاور و بی‌دوست و رفیق مقاومت می‌كردند، تنها و برهنه پیش روی جلادانی قرار می‌گرفتند كه صورتشان تراشیده بود، خوب خورده و خوب پوشیده بودند و بر جسم بی‌نوای آن‌ها می‌خندیدند، شكنجه‌گرانی كه وجدان بی مشكل و قدرت اجتماعی‌شان ایشان را محق جلوه می‌داد. تنها، بدون دستی محبت‌آمیز یا كلامی تشویق كننده. به هر حال، در بن تنهایی‌شان، داشتند از دیگران حمایت می‌كردند، همه دیگران، همه رفقای آن‌ها در نهضت مقاومت. یك كلمه كافی بود كه ده‌ها و صدها دستگیری دیگر رخ دهد. مسئولیت تمام عیار در تنهایی تمام عیار - آیا این همان تعریف آزادی ما نیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این محرومیت، این تنهایی، این مخاطره عظیم برای همه یكسان بود. برای رهبران و افراد آن‌ها؛ مجازات برای كسانی كه پیغام‌ها را می‌رساندند، بی‌آن كه بدانند محتوای آن‌ها چیست و برای كسانی كه كل نهضت مقاومت را فرماندهی می‌كردند یكسان بود؛ اسارت، تبعید و مرگ. هیچ ارتشی در جهان وجود ندارد كه خطر برای فرمانده كل آن با یك سرجوخه چنین یكسان باشد و برای همین نهضت مقاومت یك جمهوری راستین بود؛ سرباز و فرمانده در معرض همان خطر، همان طردشدگی، همان مسئولیت تمام عیار و همان آزادی مطلق درون این نظام بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به این ترتیب، در خون و تیرگی قوی‌ترین جمهوری‌ها بنا شد. هر یك از شهروندان این جمهوری می‌دانست كه مدیون همه دیگر است و فقط می‌تواند بر خودش تكیه كند؛ هر كدام از آن‌ها در تنهایی‌اش به نقش تاریخی خود واقف بود. هر یك از آن‌ها، در مقابله با جباران، پای قراردادی آزادانه و غیرقابل فسخ با خود ایستاده بود‌ و با انتخاب آزادانه خود، آزادی را برای همه انتخاب می‌كرد. این جمهوری بدون نهادها، بدون ارتش و بدون پلیس چیزی بود كه هر فرانسوی می‌بایست در هر لحظه به دست می‌آورد و بر آن علیه نازیسم شهادت می‌داد. كسی در وظیفه‌اش در نماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما امروز در آستانه جمهوری دیگری هستیم: باشد كه این جمهوری كه در روشنی روز برپا می‌شود فضایل تلخ آن جمهوری شب و سكوت را حفظ كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ژان پل سارتر - 1944&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 08:39:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد عقاید برخی فلاسفه </title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;شاید هدف از زندگی ما در این دنیا این نباشد که خدا را بپرستیم، بلکه این باشد که او را خلق کنیم. آرتور کلارک &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;اگر خدا وجود میداشت، من فکر میکنم که بعید است او آنقدر بیهوده و لوس باشد که از اینکه افرادی در وجود داشتن او شک کنند آزرده شود.&quot; برتراند راسل &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند..&quot;دنیس دیروت &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;وقتی که مردم بیشتر آگاه میشوند، کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه میکنند. رابرت گرین اینگر سول &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;ادیان همه مانند یکدیگرند، مبتنی بر افسانه ها و اسطوره ها هستند. توماس جفرسون &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است. ناپلئون بناپارت &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمینهایمان را داشتیم، پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما را داشتند.&quot; جومو کیانتا &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;لازم نيست كسي دست بدامن خدا بشود تا شرايط اوليه ي آفرينش كيهان تنظيم شود ولي اگر كسي چنين بكند او (خدا) ميبايست برابر قوانين فيزيك عمل كرده باشد. &quot;استفن هاوکینز &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;خداوند زاییده ترس انسان از طبیعت است. &quot;آربیتر &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;مذهب تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است. &quot;ناپلئون &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت دارد، اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد. &quot;سوزان ارتس &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;کشيش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را مى آموزند. اين طبيعى است. چون آنها از پول صدقه مردم زندگى مى کنند. همه گداها مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند. &quot;رابرت گرین اینگر سول &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;اگر کسى يک نفر را بکشد قاتل است، ميليونها را بکشد فاتح است و همه را بکشد خداست. &quot;ژان روستان &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;قسمتهايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند، قسمتهايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند. &quot;مارک تواین &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت. &quot;نیچه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;بنده پاسخ همه ابهامات بالا را با فلسفه ملاصدرا و کنفسیوس پیدا کرده ام جز سوال آخر!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;کسی پاسخ نیچه را بدهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 08:26:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه و بیوگرافی ارد بزرگ Orod Bozorg   :</title>
<link>http://jomhurian.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0)&quot;&gt;بی شک ارد بزرگ یکی از برجسته ترین اندیشمندان حال حاضر ایران است&lt;/SPAN&gt; نگاهی سطحی به زندگی و آثارش ما را چنان شیفته خود می سازد که می توان با نوای صدایش رقصید و پیش رفت اندیشه های او وجوه مختلفی دارند که قوی ترین وجه آن توجه ویژه اش به &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A title=http://persiandrive.net/476723 href=&quot;http://7645.blogsky.com/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(204,102,0)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اخلاقیات و پاک زیستی انسان &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;است . توجه ویژه ارد به اخلاقیات باعث نمی شود رازهای زندگی مدرن امروز را در نظر نگیرد ، فرآیند و بازده اندیشه خردگرایانه او موجب پیراستن ناراستی هاست . &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-large&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;اندیشه های او در کتابی با عنوان &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://armannameh.blogspot.com/2009/06/blog-post.html&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,255)&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;آرمان نامه&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-large&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,255)&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گرد آوری شده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;حوزه فلسفه اجتماعی اش ریشه در سنت ایران باستان دارد می توان او را میهن پرست ترین اندیشمند صد ساله اخیر ایران دانست جایی که می گوید :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN class=gen&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN class=gen&gt;و یا :&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=gen&gt;میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر . &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: fuchsia&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D9%88%D9%85%D9%88%D9%86%DA%AF&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(128,0,128)&quot;&gt;جومونگ&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;) فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;بجز ایران بسیاری در کشورهای فارسی زبان حوزه فرهنگی ایران از مریدان ارد محسوب می شوند . این مسئله به جوانان و محیط های دانشگاهی ختم نمی شود گاهی در بین سیاستمداران و افراد نام آشنای کشورهای آنها هم می توان کسانی را دید که به جهات مختلف به او دل بسته اند &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;سخن گفتن از ارد &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;OROD&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه معاصر کشورمان می دانم آنست &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;که زاده شهر توس نو (مشهد )است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;COLOR: fuchsia&quot;&gt;اما پدرش و اصلیتش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است&lt;/SPAN&gt; به لحاظ نژادی به سلاجقه متصل می شوند چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا و فرارود بودند (ناحیه ای که همکنون کشورهای تاجیکستان ، جنوب شرقی ازبکستان ، شرق ترکمنستان و قسمت شمالی افغانستان است ) سلجوقیان مسعود جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشیدند و رفته رفته گستره ایران را تا مدیترانه پیش بردند سلجوقیان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و منطقه بختیاری ایران ساکن شدند . بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و بفرمان ملک شاه سلجوقی که عاشق فرهنگ نیاکان و فردوسی بود تقویم خورشیدی ( جلالی ، شمسی ) را با کمک خیام و گروهی دیگر از نخبگان سرزمینمان ایران در مقابل هجری قمری تازیان ایجاد نمود .&lt;BR&gt;مهمترین رکن اداره کشور در این دوره در اختیار مجلس ریش سفیدان بود آنان امرا و پادشاهان دودمان سلجوقی را بر می گزیدند و از قدرتی نظارتی و گاها تنبیهی برخوردار بودند ( شبیه سلسله اشکانیان )آنان معتقد به اصل فکر برتر بودند شاهنامه فردوسی و صدها اثر تاریخی دیگر را احیا کردند آنان حاکمیت تازیان (اعراب) را بطور کلی در خاورمیانه محدود به منطقه شبه جزیره عربستان نمودند نکته جالب در مورد گسترش حاکمیت این قوم بزرگ وجود داشت و آن مطلب این است که آنها هیچ گاه به شهرهای بین راه وارد نمی شدند تنها سفیری را به داخل شهر مربوطه می فرستادند و اولین خواستشان آن بود که دیگر خطبه ای به نام خلیفه بغداد خوانده نشود و رسما حکومت سلجوقی را بپذیرند .ذکر این حوادث تاریخی باعث می شود بهتر با اندیشمندی آشنا شویم که بر پیرامون خود دارای شناخت و ریشه است&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریات شگفت انگیز او موجب جلب و گرایش بسیاری از علاقمندان به علوم انسانی و بعضا علوم سیاسی شده است . ارد بزرگ به نوعی معمار است ، او از آینده ایی سخن می گوید که می تواند ایران را به جایگاه اصلی خود باز گرداند . شاید مهمترین نظریه او یعنی قاره کهن خود به تنهایی بتواند بیشترین تغییرات را در سطح روابط خارجی ایران و 19 کشور اطراف آن بوجود آورد . او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، راه انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق و غرب بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی ماست که هر دو را با جعل اسامی چینی ها از آن خود می دانند . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;او به ساختارهای سیاسی کشورهای محدوده قاره کهن نظری ندارد او همه را دعوت به همگرایی می کند او با دلایل بسیار ثابت می کند اگر این 20 کشور دست در دست یکدیگر بگذارند ساختاری بسیار قدرتمندتر از اتحادیه اروپا خواهند یافت .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;نقشی که ارد بزرگ برای ایران در قاره کهن قائل است نقشی فرهنگی و تاریخی نظیر یونان در اروپاست .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;قاره کهن امروز اسیر آسیا و اروپاست .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;تاریخ و فرهنگ در شرق به چین ختم می شود و در غرب به یونان .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;یکی از وجوه جالب و بارز این نظریه ایجاد همگرایی بیشتر منطقه ایی است که خود موجب خلع سلاح تجزیه طلبان در سطح کشورهای منطقه می گردد . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;ارد بزرگ با نظریه قاره کهن خود پرده از حقیقتی برداشته که تا کنون هیچ اندیشمندی به آن توجه نکرده بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;یکی دیگر از ایده های او نظریه کهکشان بزرگ اندیشه است. که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند . او ثابت می کند جهان غرب با ابزار رسانه و اینترنت نمی تواند با تزریق فرهنگش یکپارچگی مورد نظر خویش را فراهم سازد .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;با اینکه ایده های ارد بسیار جذاب است اما آنچه موجب شهرت روزافزون او گشته نصایح و پندهای حکیمانه اوست . پندهای او شامل تاکیدات مستمرش بر راستی ، احترام به ریش سفیدان ، پاسداشت اسطوره ها و میهن دوستی می گردد .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دهها مقاله و کتاب در مورد اندیشه های ارد بزرگ نگاشته شده است . بعضی او را علامه اقبال لاهوری عصر حاضر می دانند و عده ایی همپای فردریش نیچه در فلسفه و کسانی معتقدند جبران خلیل جبران امروز است . و البته جالب خواهد بود که بدانیم ارد و جبران خلیل جبران هر دو در 17 دی ماه زاده شده اند . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 08:20:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jomhurian&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>jomhurian</dc:creator>
<guid>http://jomhurian.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
